پارت صد :

***

از دید آراد

شب گذشته، شبی نبود که در آن آرامش خواب، روحم را ترمیم کند. هیاهوی کلمات دارا در گوشم، مثل یک زنگ ممتد بود؛ همان‌طور که در ذهنم طنین‌انداز می‌شد و قلبم را به تپش‌های نامنظم وامی‌داشت.
تلاش عاجزانه‌ام برای رها کردن آرام، حالا شبیه به یک بازی مضحک به نظر می‌رسد؛ دارا درست برخلاف خواسته‌ی من عمل می‌کند و مانند همیشه، هیچ کاری از دستم برنمی‌آید.
سرم Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶ دقیقه پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mobina

    0

    وایی بازم پارت جای حساسی تموم شد☹️ خیلی دلم میخواد بدونم میخواد چی به آراد بگهه🥲🫠

    ۱۵ دقیقه پیش
  • Yegane

    1

    آرام جان بیا یکاری کن ازت خوشم بیاد دوباره، مثلا میتونی برای شروع رو آراد حساس بشی🥹 ولی نه جدی، خدا بخیر کنه، آرام میخواد چه کنه، بانو تاحالا نگفتم هاا ولی باور کن پارت بدجا تموم شدد اینبار غمگین شدم.. ولی دلم یه گیسو گیس کشی آرام و خانوم شاکردوست میخواد😂 خسته نباشی بانو

    ۳۶ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️