تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت نود و ششم :
کمی مکث کرد و گفت:
-تا این حدش رو دیگه واقعا توقع نداشتم، هرچند با رفتارهایی که دیدم خیلی هم دور از ذهن نیست. اما نگران نباشید. من کارهای دانشگاه رو حل می کنم.
ـواقعا ممنونم.
-خیالتون راحت باشه، اگه کار دیگه ای هم هست ...
- نه، دیگه شرمنده ام نکنید. همینم نباید به شما زحمت می دادم.
- شما هیچ وقت برای من زحمت نیستید. بسیار خوب، پس اگه امری ندارید من وقتتون رو نگیرم. اما باز تأکید
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
مرسی از شما عزیز دلم 🙏🏻💕
۲ روز پیشمطهره
0وایی عالی بود من یه رمان دیگه از سودابه جون خوندم واقعا حرف نداشت رمانتون خیلی هم از قلمتپن هم از اخلاقتو راضی بودم
۲ روز پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
باعث افتخاره منه🥰✨ عاشقتم عزیزم بس که مهربونی شما ✨💫❤️
۲ روز پیشسمانه
0خوشحالم که داره مستقل و خود ساخته میشه
۲ روز پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
منم همینطور عزیز دلم 👌🏻✨
۲ روز پیشآنا
0اینکه ترانه تلاش میکنه خیلی خوبه باید خود ساخته و موفق بشه از شما نویسنده جون هم ممنون
۳ روز پیش
سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان
ممنون از شما عزیز دلم❤️💫🙏🏻
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

مطهره
0واقعا مرسی بابت پارت عالی بود