پارت بیست و دوم :

بالاخره بعد از نیم ساعت به بالا رسیدیم و از دیدن منظره‌اش لذت بردم.
برف همه جارا پوشانده بود و هوایش را مه کمرنگی گرفته بود.
چشم بستم و دم عمیقی گرفتم، بوی نم و حس خنکی ریه‌هایم را نوازش می‌کرد.
از آن‌جا که قرار بود تا غروب بمانیم چادری برپا کردیم و زیرانداز انداختیم.
بچه ها صندلی‌های کمپ را باز کردند و میز گذاشتند، محیا اول از همه خوراکی‌ها را روی میز ریخت.
کمی آن‌طرÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • گندم

    2

    صبا جون خیلی گلی ممنون عزیزم بابت پارت هدیه 😘😘من یه مامان شاغل با یه کار پر مسولیت و دو تا بچه هستم که عاشق اینم که اوقات فراغتمو کتاب بخونم ،رمانت عالیه عزیزم مخصوصا که حال و هوای سنتی داره که دیگه این روزا کمتر می بینیم فقط یه خواهش عزیزم پارتا کمی طولانی تر باشه اخه تا میخوای شروع کنی تموم میشه

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیز دلم، خسته نباشی و خدا فرزندان قشنگت رو حفظ کنه و سایه پدر و مادر رو بالای سرشون نگه داره. خدارو شکر، خوشحالم که توی وقت‌های لذت بخشتون سهیمم😍♥️

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    و چشم، شاید طولانی نشه اما تعداد پارت رو بیشتر میکنم

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    ای قربون دستت حافظ خب زورت میاد خودت بیا اشکشو پاک کن اشکشو در آوردی حالا بیا پاکش کن دیگه یکی دیگه پاک میکنه زورت میاد

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    نه دیگه حافظ نه

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    خوب خوتون زدی بیخیالی عمو خوب شد اشکش در آوردی بابا دخترا زیاد نمیدونن در ضمن مرد باید خاستگاری کنه بعد تو میخوای نیلو اول بگه دوست دارم

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    شاید مرد دلیل داره!

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    نیلوفر و امیر علی عین پت ومت رفتار میکنن ی بار درستش میکنن با هم حرف میزنن ی بار م خودشون رو با سخنان و رفتار گهر بارشون هم دیگه رو خراب میکنن اشک و حرص همو در میارن ی بار میسازن خراب میکنن دوباره میسازن باز خراب میکنن واقعا عشقون قشنگه ولی عین پَت و مَتَن

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    با نمکن!

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    کاش هدیه میدادی خوش قلم.راستی بانو عکس شخصیتا نمیزارین بزارین خیلی خوب میشه ها

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم و اونم چشم

    ۳ هفته پیش
  • راز

    1

    واای چرا باید دوتا داداش خوشگل خوب و خوش تیپ عاشق ی نفر بشن

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    شده دیگه

    ۳ هفته پیش
  • مهسا

    1

    صباجون عکس شخصیتهارو بزار لطفا تا کامل دیگه بریم تو قصه

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم به زودی

    ۳ هفته پیش
  • منا

    1

    وای من چه جور دوم بیارم تا چهار روز دیگه چه جای حساسی تموم شد 😢😭

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    پارت میدم قشنگم

    ۳ هفته پیش
  • Z.k

    0

    ای وای حافظ دستو بکش وگرنه الان که یکی قلمش کنه🤨🤨

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    قلم شده بدونید😅

    ۳ هفته پیش
  • رویا

    1

    دست مریزاد قلمتون زیباس

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم رویا جان

    ۳ هفته پیش
  • مریم

    1

    برنامه رو باز کردم وباز غافلگیر شدم خیلی ممنون خانم سروین

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خواهش میکنم گلم♥️

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    0

    آخی امیر علی، حافظ بمیره برای غیرتت

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    سرو کاش میتونستم بهت بگم که چه چیز عجیبی گفتی!

    ۳ هفته پیش
  • رویا

    1

    مرض و دستتو بکش دردو دستت و بکش الهی تیکه تیکه شی یکم رفتار خرکیتو مثل حافظ کن بعد بیا برا من ادا عاشقا رو درار 😒🤨اصلاا دلم نمیخاد به این نکبت برسه حافظ کجا و او کجا 😒

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    آروم باش رویا😅😅

    ۳ هفته پیش
  • سارا

    3

    کاش دو تا نیلوفر داشتیم یکی می دادیم به حافظ

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    به نظر من صبر کنید!

    ۳ هفته پیش
  • Darya

    2

    ای نمیری نیلوفر خوب دختر یکم به نصیحت های گوهر بار امیر عباس گوش بده 😂😂

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    گوش نمیده که😅

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️