پارت صد و سی و ششم :
وحشیتر شدم، پررو بود! اون بود که خیانت کرده بود، محکم به سینهش کوبیدم و با داد گفتم:
- تو خیانت کردی...سرتاپات دروغ بود عوضی، همهی زندگیتو به من دروغ گفتی آقای پدرام شفیع...
یک لحظه ماتش برد و دستش از دور موهام باز شد.
از این بهت زدگی استفاده کردم. جلو رفتم و با نفسنفس و پوزخند توی صورتش گفتم: چیه؟ فکر نمیکردی بفهمم نه؟ فکر نمیکردی دستت رو شه؟! اول خودت خیانت کردی بعد من
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
سهیل۳۰
0عالی بودن پارتها دمتون گرم امیدوارم با هم حرف بزنن و بزودی تموم سوءتفاهمها برطرف شه
۲۷ دقیقه پیشعلیرضا۲۸
2صباا🥹🥹 پارت هدیه میزاری؟ تازه زایمان کردم از درد ب خودم میپیچماا ولی اومدم رمان بخونم.😢
۴ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیز دلممم😍😍 به سلامتی، ایشالا زود خوب خوب شی. امشب نرسیدم دیگه شرمنده، فردا ایشالا♥️
۳ ساعت پیشسهیل۳۰
0سلام مامان علیرضای گل🩷🩷مبارک باشه قدمش پرخیر و برکت و بسلامتی و خوشی سرپابشی
۲۸ دقیقه پیشFat
1خیلی پارت قشنگی بود 🥹 جذاب ترین قسمت رمانه این پارت ها واقعا قلمت عالیه نویسنده جاان
۱ ساعت پیشصبا
2عالی بود ممنون
۲ ساعت پیشSara
2مرسی که دو تا پارت گذاشتی 🌸✨♥️
۲ ساعت پیشاَسماء
2آخ که چی به روزت آوردن پدرام،گندم دیوونه خب راست میگه بچم هر چی بود واسه تو نبود
۲ ساعت پیشسرو
2وای صبا معرکه بود خدایی پارتها ۲۰ کمه ۱۰۰ بودن ممنون گلم
۳ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم سرو قشنگم♥️
۳ ساعت پیشسرو
2مرسی گلم آخه پارت گذاشتن برای شما ازطرف من نشونه ی تشکر که اینقدر منظم و دقیق پارت گذاری رو انجام میدید که بااین کار قدر دان شما هستیم 😘
۲ ساعت پیشآرا
3وای مرسی عزیزم چیقدد تو خوبی صبای مهربون 😍هر چند ما معتادا عطش پارت داریم😂 بخدا اگه به نویسنده دیگه میگفتی پارت بده اینقد با دل مخاطب راه نمیومد مرسی واسه خوبیات
۳ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ارای قشنگم شرمندهتون شدم. داشتم پارتای رمان جدید رو وارد میکردم واسه همین نرسیدم. ایشالا فردا
۳ ساعت پیشآرا
2قربونت برم من دشمنت شرمنده توقع ما زیاده هیچ نویسنده ای دو پارت تو ی روز نمیزاره از بس قلمت جذابه ما هی دوست داریم پارت جدید بزاری فردا منتظر پارت پر پیمون میمونیم😍🙏❤️
۳ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیز دلم، مرسی از درک و صبوریتون🫂♥️
۳ ساعت پیشهانی
3دلم برای پدرام آتیش گرفت ،چه با حسرت حرف میزنه ،گندم بغلش کن و بگو غلط کردم ،لطفا آرومش کن ،پدارم چرا وقتی ازت سوال میکردجوابش رو نمیدادی که اینجوری بشه 🥹😭
۳ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیز دلم درست میشه، پدرام اون موقع فکر میکرد که زوده برای گفتن!!
۳ ساعت پیشDarya
4واای عزیز دلم چقدر برای من خوندن این رمان قشنگ و جذابه اصلا از خوندنش سیر نمیشم ❤️
۳ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مرسی از انرژیت دریای قشنگم♥️
۳ ساعت پیشضحی
3وایی خدا صبا جونمموم ی پارت دیگه لطفاا من اصلا خوابم نمیبره تا ماجرای این دو تا ختم بخیر نشه هاا
۴ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ضحی قشنگم خیلی تلاش کردم، ولی از اونجایی که رمان جدیدم تا چند شب دیگه منتشر میشه و باید پارتهاش وارد میشد نرسیدم این رو ویرایش کنم و باز هدیه بدم♥️
۳ ساعت پیشفاطمه
2وای ننه تو چقدر گوگولیی نویسنده عزیز 😍😍
۴ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
مرسی فاطمه جانم🫂😍♥️
۳ ساعت پیشرایکا
2کاش میشد یه پارت دیگم داشته باشیم کاش..وای صبا..وای صبا خودمو میکشم تا فردا شب..یهو دیدی اصلا زنده نموندما حیفه به دلم میمونه تو بیست و سه سالگی اخرین رمان که جذابترینش هم بوده رو کامل نخوندم😭
۵ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دور از جونت نگو خدا نکنه😭 چند تا هدیه بذارم راضی شید،؟
۵ ساعت پیشرایکا
2واای😭😭هر چی دلت میخوااد..فقط این گندم بفهمهه چه اشتباهی کردهه..پدرامم از این حالت دربیاد..اخ که میخوام بغلش کنمم😭😭💔
۵ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اونا که خیلی مونده، ولی چشم ویرایش کنم میذارم😍😍
۵ ساعت پیشرایکا
2وای خدا باورم نمیشهه..چقدر مهربون و عزیزدلمیی..قربون دستات😭😭💕💕🫂🫂
۴ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیز دلی♥️
۳ ساعت پیشرایکا
2کاش پارت هدیه تمومی نداشت، هر چی اروم اروم خوندمش که دیرتر تموم شه بی فایده بود..آخ خدا..اخ..بگردم واست پدرام ..من چجوری تحمل کنم تا بفهمم چی میشه تا انتها..
۵ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم،تموم میشه، نگران نباش♥️😭🫂
۵ ساعت پیشرایکا
1خیلی ماهی صبا. خیلیی زیاد. نویسنده ی موردعلاقمی..چرا انقدر هم خودت هم قلمت هم رفتارت همه چیزت انقدر قشنگ و خاصه؟ عااشقتمم زن🫂💕
۵ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ماه تویی که دلت مهربونه، تو لطف داری به من😭♥️🫂
۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

ارزو
1زیبا بود، دوست دارم تمام حرف های پدرام گوش بده و درک کنه ودراین مسیر سخت همراهش باشه تا بتونه علت مرگ خواهرش بفهمه