هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و سی و یک :
فصل بیستوهشتم
نازگل روی فرش جلوی فرشته چمباتمه زده بود و میگفت: نگفتم باهاش حرف نزن؟ بفرما. این هم نتیجهش. ازش دور شو فرشته! این آدم فقط دردسره برای تو.
فرشته همینطور که پیش پای او قلمموهایش را مرتب میکرد و به تفکیک در جامدادیهایش میچید گفت: قبول دارم یهکم آدم عجیبیه و شاید هم یهکم بدجنس باشه، ولی آزارش به کسی نمیرسه. قضیۀ امروزم تقصیر اون بیچاره نبود. یک لعنØ
لطفا صبر کنید...
