خورشید شب برفی به قلم سمانه حسینی
پارت ششم :
فیلتر سیگارش را پرت میکند در باغچه و با چشمانی که ریز کرده نگاهم میکند_ اگه تو اون النگو رو واسه من بیاری، هم قول میدم گورم و واسه همیشه گم کنم و برم دنبال زندگیم هم...
چشمان گشاد شده ام را به سمتش میدوزم و با خونی که از حرص میدود به زیر پوستم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نسیم
1ماجرای مامان خورشید در عین حیرت چقدر منقلب کنندست پس این وسط تصادف درکار بوده! اخ که چقدر سته تحمل حس مقصر بودن 😔😔