خورشید شب برفی به قلم سمانه حسینی
پارت هفتم :
مینشینم پای صندوقچه و از میان خرت و پرت هایم دفترم را بیرون میکشم. آرام ورقش میزنم، گلبرگ های خشک شده اش را با دقت برمیدارم و چشم میدوزم به دستخطش که نشسته میان قلب سفید دفتر و سیاهی خودکار گویی میرقصد ما بین خط ها. لب هایم را آرام بر هم میزنم و تک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

زینب کاظمی
1عالی هستش رمان جالبیه