پارت صد و سی و یک :
گوشی رو که قطع کردم به فکر فرو رفتم. زنگ زدن مهیار به من یک چیز غیر عادی بود. این که اون بخواد پیشنهاد معامله بده، از نظر خودش پایین اومدن از اون کوه سرتاسر غرورش بود.
من از مهیار متنفر بودم. اون هم نه بدون دلیل....
وقتی که پردیس زنده بود، اون رو بازی داده بود. توی تمام مدتی که پردیس رو به عنوان زن پدرش میدید، با دست پس میزد و با پا پیش میکشید.
من خوب میدونستم که توی علاقهی پرد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
😭😭
۳ روز پیشدلارام
0از همون لحظه که برای اولین بار پدرام بافت فهمیدم یه روزی همین موها قلبشو میشکنه و قراره خیلی داغون بشه واقعا خیلی لحظه ی سختی واسه گندم بود و مطمعنم. وقتی پدرام ببینه واسه اون بدتره
۳ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دلارام عزیزم...چه خوب گفتی
۳ روز پیشزری
2من که گفتم حیفه اون موهاست🥺🥺
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
زری رسیدیم....
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
تو درست گفتی زری..
۳ روز پیشصبا
1ای وای تو چه کارکردی گندم
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
🤷♀️🤷♀️🥲
۳ روز پیشرایکا
1چجوری صبر کنم تا پنج ساعت دیگهه
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
کی بذارم که راضی باشید؟😅
۴ روز پیشZ.k
2یعنی چی گندمک ؟ نه نه گندم کار اشتباهی نکنی دختر 😨😨
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
هعییی
۴ روز پیشهناسه
2بنظرم حق داری پدرام زمان زیادی داشت اعتراف به گناه هاش و راستگویی. گنم حق داری جیگر
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره، اون هم باید زودتر میگفت وقتی دورو بریاش رو میشناخت!!
۴ روز پیشآرا
2وای گندم چرا همچین میکنی دلم ریش شد نکن دختر با خودت 😢مرسی صباجون غم از این پارت میباره
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
فدات شم عزیزم♥️
۴ روز پیشرویا
3وای گندم نه تو رو خدا این حق پدرام نیست 🥺🥺پدرام وفادارترین بوده
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
کاش میدونست!!
۴ روز پیشستاره
2اماان از بی رحمی های دنیا💔 بدبختیه پدرام تمومی نداره چرا😭گندم بیچاره الان میخواد چیکار کنه😔💔نکنه مهیار چیزی درمورد گندم از پدارم بخواد🥺😔💔
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
کسی که دیوارش کوتاه باشه همیشه همینه!
۴ روز پیشاَسماء
1وای که چقدر این دوتا تو عشق آزار میبینن چشم ندارن خوشی اینا رو ببینن لعنتی ها
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دنیا همیشه چشم دیدن زیبایی ها رو نداره!
۴ روز پیشDarya
1ای گندم کم عقل آخه این چکاری بود دختر ،خوب اون زبونتا باز کن حرفاتا بهش بزن چرا قصاص قبل از جنایت میکنی
۴ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
فکر کرد تا حالا اشتباه کرده!
۴ روز پیش
لطفا صبر کنید...

دلارام
1ولی کاش قبل از همه ی اینا یبارم ازپدرام سوال میکرد حداقل عکسا رو نشون میداد حیف این عاشقانه ی قشنگه ک تموم بشه