پارت دوازده :

فصل نه

وقتی ترومل تو یه جلسهٔ خصوصی بود، ایموجن رفت تو چادر غذاخوری تا با یه فنجون چای عطشش رو فرو بنشونه. یه میز بلند بود که بوفه‌ای از ساردین کنسروی، شاه‌ماهی ترشی، ورقه‌های سوسیس، پنیر و بیسکویت ارائه می‌داد. یه تیکه سوسیس کوچیک خورد، بعد یه فنجون ارل گری برای خودش ریخت.

پشت یکی از میزهای تاشو، یه مرد عجیب با موهای تیره تا شونه و ریش پرپشت نشسته بود. ایموجن لبخند زد ولÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر ابی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️