پارت چهل و هفتم :

هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که شیشه‌ی پنجره‌ی سالن با صدایی مهیب فرو ریخت. خرده‌شیشه‌ها روی زمین پاشیدند و بطری هم همراهشان به داخل افتاد.
دستم را جلوی صورتم گرفتم. لبه‌ی تیز یکی از شیشه‌ها پشت دستم را برید، اما چشم از بطری برنداشتم. روی فرش می‌غلتید و چند لحظه طول کشید تا مغزم بفهمد دقیقاً چه چیزی وارد سالن شده است.
بطری کنار پایه‌ی مبل ایستاد. پارچه‌ای که از دهانه‌اش بیرون Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسمن

    4

    یعنی کار کی میتونه باشه آتیش سوزی :/

    ۲ هفته پیش
  • دختر صحرا

    1

    خوبه یکسری مدارک پیدا کردن

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️