عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و چهل و یک :
بنیامین مستاصل و غمگین از در امد تو و گوشه ی سالن نشست و صورتش در هم رفت.تازه از بیمارستان امده بود.حاج اقا کم کم داشت هوشیاری اش را از دست می داد.
فردا صبح وقت ملاقات بود و شاید من باید برای اخرین بار می رفتم و می دیدمش.
شیرین خانم داشت با زری توی اشپزخانه حرف می زد.ثدایش ارام و نگران بود.من حال خوبی نداشتم.به محض وصل شدن به اینترنت، واتس اپم زنگ خورد.
برنداشتم.
گوشی را به بنیاÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلی
16سلام عزیزم کاش زودتر رمان رو تموم کنید فاصله بین پارتهاتون خیلی زیاد طولانی شده
۶ روز پیشفاطمه
11افرین که اتقد مسئولیت پذیرید.. اگر نمیتونید سر موقع اپلود کنید چرا از قبل نمیگیو که ما هزینه هررچقدر هم کم ندیم و نخونیم؟
۷ روز پیشسارا
11سلام بزرگوار ،چرا هنوز از پارت جدید خبری نیست معمولا برای رمان های آنلاین هر روز پارت جدید میزارن ما چشممون به رمان خشک شد
۷ روز پیشSayahi
11۱۲روزه که هیچ خبری از پارت نیست
۷ روز پیشZ.k
11بانو جان ۹ روزشد ولی از پارت خبری نیست انتظار خیلی سخته 🥺🥺
۱ هفته پیشزهرا خ
1شهرام خو رفته اون ور آب و خیلی دور چجور میخواد از اونجا مجبورت کنه بندازیش حتی اگه بفهمه هم هیچ کاری نمیتونه بکنه دیگه کار از کار گذشته و دخترگلی داره برا خودش میچرخه و لگد میزنه
۲ هفته پیشمحرابی
2راست میگه دیگه دخترخوب بلاخره که میفهمه عید میاد. آخی چه خوشگل دل منم رفت برای لباس نی نی دخترونه. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزممم ممنون
۳ هفته پیششیوا
2ووش ووخ آخ جوون! شهرام بمیری که آنقدر اخلاقت بده ک همه می ترسم بت بگن ! اه! برو ببینم! الا رو عشقه می ماهه این دختر اون کوچولو رو بگو چ خوشگل بشی🤩🌺❤️❤️❤️❤️
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اره تربچه نقلیه...فسقلیه
۳ هفته پیشمریم
2آلاله چقدرر حرص میدی دختر رر بگو و خلاص؛ چرا قایم میشی اونکه آنقدر وحشی نیس بگوو بش🫡🫡
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا شماها حرص نخورید🤣😂😂😂
۳ هفته پیشمریم
1راستی نویسنده جون کلیپا تو سایت عاالی عاالی🤩🤩
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم لطف داری کلی
۳ هفته پیشمیمو
2اسم دختر آلاله و شهرام رو بزار انتظار چون منتظر برگشت بابا و پذبرفته شدن از سمت باباشه
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا....قشنگگگه
۳ هفته پیشZ.k
1بعضی وقت ها از دست آلاله حرصم میگیره اخه شهرام الان اون سر دنیا چطوری می خواهد بچه رو بندازه که بهش نمیگه😬😬
۳ هفته پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
لو ندید تو کامنتاااا 🤣😂😂😂🙃 خوبه گفتم این همه 😄😬😁🫠
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

نیلی
2سلام پارت جدید چطور نیومده خیلی طولانی شده