آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و نوزده :
از وقتی که با پشت دستش به دهنم کوبیده بود، لالمونی گرفته بودم.
نه بخاطر فریادی که کشید، نه بخاطر پاره شدن لبم و فواره کردن خون، بلکه فقط و فقط بخاطر ناباوریم از حرکتِ ناگهانیش، اینطور به لبام مهر و موم خورده بود که لام تا کامی حرف نمیزدم.
نمیدونستم مقصدشون کجاست، نمیدونستم که دارن منو کجا میبرن و اصلاً چه بلایی میخواستن به سرم بیارن.
فقط میدونستم که این عرفان، عر
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
درسته
۳ روز پیشماهی
1واای اگه بلایی سر اون بچه بیااد چیی ؟؟!😭😭
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بخدا جون اون بچه هر لحظه بیشتر تو خطره
۷ روز پیشماهی
1واای این عرفان چقدر داره میره رو مخخ باید بگیرم خفش کنم
۷ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خفه؟ خفه کردن کمترین کاریه که باید انجام بدیم
۷ روز پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
1مهراب بدو توروخدا 😭😭
۱ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بیچاره مهراب🫠
۱ هفته پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
1این دوتا چرا اینجور کردن 🫠احسان بلایی سر آشوب نیاره 😭
۱ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احسان...
۱ هفته پیشنسترن
1اشوب بیچاره تا یه اب خوش از گلوش میخواد پایین بره یکی از راه میرسه و اذیتش میکنه..
۱ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی آشوب مظلومترین کاراکتر روی زمینه💔
۱ هفته پیشتینا
0عالی واقعا من خودمودراونجا بجای آشوب تصور میکنم مرسی نویسنده امیدوارم زودتر بفهمه کارش اشتباهه
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربان شما ♥️
۲ هفته پیشفاطیما
0من این وسط فکر بچه هستمم😅🫠 خسته نباشی گلمم پارت عالی بود😉
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چه خالههای مهربونی
۲ هفته پیشتارا
0بمیرم برای مهراب چه دردی و تحمل میکنه چقدرنگران زن وبچه اشه طفلی آشوب امیدورام اتفاقی برای جفتشون نیفته😔😔 عرفان ذلیل بشی😒😒 من برا عشق بین آشوب و مهراب غش🫠🫠🙃🙃🙂
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بیچاره هردوشون واقعاً💔البته این تازه شروعشه، کلی مصیبت در انتظار عشقِ بینِ آشوب و مهرابه
۲ هفته پیشتارا
0باقلب من بازی نکن حدیث جونم🥲
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه دیگه
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
راستی...چقدر خوب که به پارتگذاری رسیدی🫠👏🏻
۲ هفته پیشتارا
0دیدم جذابه دیشب تا *** صبح خوندم که برسم به پارت گذاری الان چشمام اینجوریه😵 💫😵 💫😵 💫😵 💫
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربون چشات خب دختر♥️لطف کردی
۲ هفته پیشتارا
0فدات عزیزم قلمت مانا رمانت خیلی قشنگه کاش آشوب از قدرتش استفاده کنه و مهراب نمیره
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قشنگی از چشای شماست، امیدوارم
۲ هفته پیشتارا
0طفلی مهراب چه دردی و تحمل میکنه و نگران زن و بچه اشه
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بنده خدا همهاش داره با زن و بچهاش امتحان میشه
۲ هفته پیشتارا
0گناه داره خو .رحم کن بهش
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عرفان باید دست بکشه که نمیکشه😁
۲ هفته پیشتارا
0عرفان جز جیگر بزنی نکبت
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کمهههه
۲ هفته پیشجد پفیوز اندرس
1من الان تازه پارت ۲۰ هستم و با دیدن این پیامی که حدیث فرستاده غش کردم واینشکیننی وای خدا اخه زن تو چه نویسنده ای هستی که اسم اونایی که کامنت میزارن رو میدونی😻
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
غیب نشید یهو، غیب که میشید یکی اینجا نگرانتون میشه
۲ هفته پیشنگار
0داشتم تو کامنت ها ول می چرخیدم این جملتو دیدم غشیدم یکی بیاد من جمع کنه،حدیث عشقی بخدا عجبب جمله ای گفتی (غیب نشید یهو یکی اینجا نگرانتون میشه🫠🫠واقعا قشنگ بود مرسی عزیزمم🥰💙💙)
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
لطف کنید غیب نشید دیگه♥️😂
۲ هفته پیشنگار
0نترس بادمجون بم آفت نداره غیب نمی شیم ،حداقل منکه اینطوریم💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزمی
۲ هفته پیشلیلا
2این احسان خودم میکشم قبل مهراب اگه بلای سر آشوب بیاره اصلا از پیش آشوب رفت تو این مدت صد درصد ی کاری میکنه ای خدا خودت رحم کن
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت بعدی رو اگه روحیهی حساسی دارید به هیچ وجه مطالعه نکنید🫠💔
۲ هفته پیشلیلا
1حدیث نگو گریه ام میگیره یعنی آشوب باز این درد مجبوره تحمل کنه اینبار میمیره
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چه حدسی دارید درمورد پارت فردا؟
۲ هفته پیشلیلا
1حدس کلی دارم یکی مهراب انشاالله عرفان میکشه دومی اینکه نمیخوام اینو بگم اما احسان یا همون لهراسبی کثافت ی کاری کنه همه ازش میترسیم سومی عرفان کثافت ی بلای سر مهراب بیاره اما بمیرمم نمیتونه (چون اینجا همه پشت مهراب ان از الان دعا میکنن که بر عکس مهراب عرفانو بکشه )
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آیا تو پارت فردا، مهراب جون سالم به در میبره؟
۲ هفته پیشلیلا
0آره حدیث جونم صد درصد
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هوممم
۲ هفته پیشمحمدی
0مهراب رو نمی دونم فعلا وضعیت اشوب داغونه از دست احسان یا همون لهرسابی جون سالم بدر ببره اخه تفلی بچم حاملست 🥺
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره🫠💔
۲ هفته پیشجد پفیوز اندرس
0وای زودتر دلم میخاد به پارت گزاری برسم ولی جون همزمان رمان های دیگه میخونم و گشادم نمیرسم به پارتگذاری😭
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدا سرت، هر موقع تایم داشتی بخون🙃
۲ هفته پیشآتاناز دلارام
0سلام جد پفیوز آندرس تو هم اینجایی ماشاالله همه حاهم هستی
۲ هفته پیشنگار
0حدیث چه نقشه ای داری دختر؟🧐 مردن ؟کشتن؟چمیدونم آسیب رسیدن به آشوب؟یا نکنه بلایی سر فندوق میخواد بیاد؟یا هم اونم با عرفان بمیره یا مهراب؟نکنه لهراسبی آشوبو دوباره بدبخت کنه بهش *** کنه؟ وای چقدر احتمال😅🤔💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مهراب...
۲ هفته پیشنگار
0اره دیدم مهراب چیشد🥺😭💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🙂💔
۲ هفته پیشنگار
1ولی خدایی آشوب به مهراب حسابی داره من مطمئنم،وایی منم موخوام یکی مثل مهراب عاشقم باشه خدایی دیدید برا آشوب چیکار کرد خدایی خاک تو سرت آشوب برو بچسب به مهراب عزیز من وای خدا من چقدر برا پارت بعد استرس دارم چی کار کنم😱😱💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عیب نداره چیزی تا فردا نمونده، ببینیم اگه لیانا نتونست آرمان رو مخ کنه تو تلاش کن واسه آرمان😂هوم؟
۲ هفته پیشنگار
0باشه یه فکری براش میکنم ولی مگه نگفتن آرمان اخلاق مخلاق ندارم من حوصله ناز کشیدن ندارما ،دمپایی رو فرو میکنم تو حلقش🩴😁حالا ببینم لیانا چیکار می کنه😂💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣👀
۲ هفته پیشنگار
0حدیث یعنی فقط آرمان تو رمان هست که ما مخشو بزنیم تازه همینم در آستانه مخ زنی می باشد لیانا میخواد مخشو بزنه پس ما چی حدیث😂🤣💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بازم هستن از دوستای مهراب🤣🤣
۲ هفته پیشنگار
0عه خب پس خوبه، یکی جذاب باحال جلتلمنشو برا من بزار حدیث جونم ایول😂💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چشم عزیزم
۲ هفته پیشنگار
0چشمت بی بلا گلم💙💙
۲ هفته پیشنگار
2بخدا به جون همه افراد زندگیم احسان خود *** لهراسبی تخم سگه من مطمئنم وایی عرفان با اینکه با این کارات فهمیدم خیلی عوضی شدی ولی توروخدا برو به داد آشوب برس تورو روح همون مامانت که بخاطرش دیگه اون آدم سابق نشدی برو نجاتش بده💙💙
۲ هفته پیشنگار
1وای اصلا آشوب از نیروش استفاده کنه اره این بهتره از نیروش استفاده کنه آخه نیروی لهراسبی آشغال زیاده و فقط آشوب و خواهرش میتونن از پیش بر بیان توروخدا آشوب از نیروش استفاده کن دختر بخاطر فندوق💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از کجا معلوم نیروش کار کنه اصلا...
۲ هفته پیشنگار
0وای فکر کردن بهش زجر آوره کاش اگه نیروش کار نکرد هم عرفان نجاتش بده🥺💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نیم ساعت دیگه پارت جدید ارسال میشه
۲ هفته پیشنگار
1آخ جون ایول حدیث عشق خودمی🥰💖💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
♥️👀
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره لهراسبیه، عرفانم که...اگه نره آشوب از دست میره
۲ هفته پیشنگار
0نهه نگو خدا نکنه ایشالله به هر نحوی آشوب بتونه نجات پیدا کنه🤲🏻💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ایشالا
۲ هفته پیشنگار
0وایی مرسی حدیث پارتی که دادی بیست بیست بود دختر ایول بهت دمت گرم دختر بازم مثل همیشه گل کاشتی ولی وقتی از عرفان گذشته حرف زد بغض کردم واقعا انگار بعد مرگ ژیلا عرفانم مرد🥺خسته نباشی حدیث گلی عالی بود مرسی 🙏🏻🙏🏻🫶🏻🫶🏻💙💙
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عشق منی❤️عرفانم حق داره دیگه یجورایی
۲ هفته پیشنگار
0عشق که خودتی گلم 🥰😘خب نمی دونم شاید اره حق داشته باشه ولی این همه تغییر رو نمی دونم🤔🤔💙💙
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

هانی
1حس میکنم لهراسبی رفته تو کالبد احسان😢 اینو از لحن حرف زدن و تتو های بدنش حس کردم😥😳