پارت صد و نوزده :

از وقتی که با پشت دستش به دهنم کوبیده بود، لال‌مونی گرفته بودم.
نه بخاطر فریادی که کشید، نه بخاطر پاره شدن لبم و فواره کردن خون، بلکه فقط و فقط بخاطر ناباوریم از حرکتِ ناگهانیش، اینطور به لبام‌ مهر و موم خورده بود که لام تا کامی حرف نمی‌زدم.
نمی‌دونستم مقصدشون کجاست، نمی‌دونستم که دارن من‌و کجا می‌برن و اصلاً چه بلایی می‌خواستن به سرم بیارن.
فقط می‌دونستم که این عرفان، عر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • جد پفیوز اندرس

    0

    اشوب و مهراب بیچاره

    ۱۸ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بدبختا

    ۱۸ ساعت پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    واییلهراسبی بی شرف رفته توی احسان بی شرف😭

    ۱۸ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بخاطر همین هم آقا عرفان‌مون گول خورد

    ۱۸ ساعت پیش
  • هانی

    2

    حس میکنم لهراسبی رفته تو کالبد احسان😢 اینو از لحن حرف زدن و تتو های بدنش حس کردم😥😳

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    درسته

    ۲ هفته پیش
  • ماهی

    1

    واای اگه بلایی سر اون بچه بیااد چیی ؟؟!😭😭

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بخدا جون اون بچه هر لحظه بیشتر تو خطره

    ۲ هفته پیش
  • ماهی

    1

    واای این عرفان چقدر داره میره رو مخخ باید بگیرم خفش کنم

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خفه؟ خفه کردن کمترین کاریه که باید انجام بدیم

    ۲ هفته پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان)

    1

    مهراب بدو توروخدا 😭😭

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بیچاره مهراب🫠

    ۳ هفته پیش
  • 🦢آواز قو🦢(زن اردوان)

    1

    این دوتا چرا اینجور کردن 🫠احسان بلایی سر آشوب نیاره 😭

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احسان...

    ۳ هفته پیش
  • نسترن

    1

    اشوب بیچاره تا یه اب خوش از گلوش میخواد پایین بره یکی از راه میرسه و اذیتش میکنه..

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ولی آشوب مظلوم‌ترین کاراکتر روی زمینه💔

    ۳ هفته پیش
  • تینا

    0

    عالی واقعا من خودمودراونجا بجای آشوب تصور میکنم مرسی نویسنده امیدوارم زودتر بفهمه کارش اشتباهه

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قربان شما ♥️

    ۳ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    من این وسط فکر بچه هستمم😅🫠 خسته نباشی گلمم پارت عالی بود😉

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چه خاله‌های مهربونی

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    بمیرم برای مهراب چه دردی و تحمل میکنه چقدرنگران زن وبچه اشه طفلی آشوب امیدورام اتفاقی برای جفتشون نیفته😔😔 عرفان ذلیل بشی😒😒 من برا عشق بین آشوب و مهراب غش🫠🫠🙃🙃🙂

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بیچاره هردوشون واقعاً💔البته این تازه شروعشه، کلی مصیبت در انتظار عشقِ بینِ آشوب و مهرابه

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    باقلب من بازی نکن حدیث جونم🥲

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دیگه دیگه

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    راستی...چقدر خوب که به پارت‌گذاری رسیدی🫠👏🏻

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    دیدم جذابه دیشب تا *** صبح خوندم که برسم به پارت گذاری الان چشمام اینجوریه😵 💫😵 💫😵 💫😵 💫

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قربون چشات خب دختر♥️لطف کردی

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    فدات عزیزم قلمت مانا رمانت خیلی قشنگه کاش آشوب از قدرتش استفاده کنه و مهراب نمیره

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قشنگی از چشای شماست، امیدوارم

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    طفلی مهراب چه دردی و تحمل میکنه و نگران زن و بچه اشه

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بنده خدا همه‌اش داره با زن و بچه‌اش امتحان می‌شه

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    گناه داره خو .رحم کن بهش

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عرفان باید دست بکشه که نمی‌کشه😁

    ۳ هفته پیش
  • تارا

    0

    عرفان جز جیگر بزنی نکبت

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کمهههه

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    من الان تازه پارت ۲۰ هستم و با دیدن این پیامی که حدیث فرستاده غش کردم واینشکیننی وای خدا اخه زن تو چه نویسنده ای هستی که اسم اونایی که کامنت میزارن رو میدونی😻

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    غیب نشید یهو، غیب که می‌شید یکی اینجا نگران‌تون می‌شه

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    داشتم تو کامنت ها ول می چرخیدم این جملتو دیدم غشیدم یکی بیاد من جمع کنه،حدیث عشقی بخدا عجبب جمله ای گفتی (غیب نشید یهو یکی اینجا نگرانتون میشه🫠🫠واقعا قشنگ بود مرسی عزیزمم🥰💙💙)

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    لطف کنید غیب نشید دیگه♥️😂

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    نترس بادمجون بم آفت نداره غیب نمی شیم ،حداقل منکه اینطوریم💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزمی

    ۳ هفته پیش
  • لیلا

    2

    این احسان خودم میکشم قبل مهراب اگه بلای سر آشوب بیاره اصلا از پیش آشوب رفت تو این مدت صد درصد ی کاری میکنه ای خدا خودت رحم کن

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی رو اگه روحیه‌ی حساسی دارید به هیچ وجه مطالعه نکنید🫠💔

    ۳ هفته پیش
  • لیلا

    1

    حدیث نگو گریه ام میگیره یعنی آشوب باز این درد مجبوره تحمل کنه اینبار میمیره

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چه حدسی دارید درمورد پارت فردا؟

    ۳ هفته پیش
  • لیلا

    1

    حدس کلی دارم یکی مهراب انشاالله عرفان میکشه دومی اینکه نمیخوام اینو بگم اما احسان یا همون لهراسبی کثافت ی کاری کنه همه ازش میترسیم سومی عرفان کثافت ی بلای سر مهراب بیاره اما بمیرمم نمیتونه (چون اینجا همه پشت مهراب ان از الان دعا میکنن که بر عکس مهراب عرفانو بکشه )

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آیا تو پارت فردا، مهراب جون سالم به در می‌بره؟

    ۳ هفته پیش
  • لیلا

    0

    آره حدیث جونم صد درصد

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هوممم

    ۳ هفته پیش
  • محمدی

    0

    مهراب رو نمی دونم فعلا وضعیت اشوب داغونه از دست احسان یا همون لهرسابی جون سالم بدر ببره اخه تفلی بچم حاملست 🥺

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره🫠💔

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    وای زودتر دلم میخاد به پارت گزاری برسم ولی جون همزمان رمان های دیگه میخونم و گشادم نمیرسم به پارتگذاری😭

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدا سرت، هر موقع تایم داشتی بخون🙃

    ۳ هفته پیش
  • آتاناز دلارام

    0

    سلام جد پفیوز آندرس تو هم اینجایی ماشاالله همه حاهم هستی

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    حدیث چه نقشه ای داری دختر؟🧐 مردن ؟کشتن؟چمیدونم آسیب رسیدن به آشوب؟یا نکنه بلایی سر فندوق میخواد بیاد؟یا هم اونم با عرفان بمیره یا مهراب؟نکنه لهراسبی آشوبو دوباره بدبخت کنه بهش *** کنه؟ وای چقدر احتمال😅🤔💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مهراب...

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    اره دیدم مهراب چیشد🥺😭💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🙂💔

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    1

    ولی خدایی آشوب به مهراب حسابی داره من مطمئنم،وایی منم موخوام یکی مثل مهراب عاشقم باشه خدایی دیدید برا آشوب چیکار کرد خدایی خاک تو سرت آشوب برو بچسب به مهراب عزیز من وای خدا من چقدر برا پارت بعد استرس دارم چی کار کنم😱😱💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عیب نداره چیزی تا فردا نمونده، ببینیم اگه لیانا نتونست آرمان رو مخ کنه تو تلاش کن واسه آرمان😂هوم؟

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    باشه یه فکری براش میکنم ولی مگه نگفتن آرمان اخلاق مخلاق ندارم من حوصله ناز کشیدن ندارما ،دمپایی رو فرو میکنم تو حلقش🩴😁حالا ببینم لیانا چیکار می کنه😂💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣👀

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    حدیث یعنی فقط آرمان تو رمان هست که ما مخشو بزنیم تازه همینم در آستانه مخ زنی می باشد لیانا میخواد مخشو بزنه پس ما چی حدیث😂🤣💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه بازم هستن از دوستای مهراب🤣🤣

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    عه خب پس خوبه، یکی جذاب باحال جلتلمنشو برا من بزار حدیث جونم ایول😂💙💙

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشم عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    چشمت بی بلا گلم💙💙

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️