ساکن پلاک 13 به قلم فاطمه اصغری
پارت یازده :
*
نمای ساختمان را از بیرون بررسی کرد. نمیشد این خیابان را خیابان اصلی نامید. اما آنقدری شلوغ بود و پاخور داشت که بتواند روی ساختن یک پاساژ کوچک حساب کند. کلید را در قفل چرخاند و وارد حیاط شد. آمده بود تا بعد از چند ماه سری به ملکش بزند. فکرهای جدیدی در سرش بود. این روزها که کارش در شهرداری گیر کرده بود، با خودش فکر میکرد شاید این ملک را بفروشد و خودش را درگیر سختیهای ساخت و ساØ
لطفا صبر کنید...
