پارت نود و سوم :

- شما پزشک خانوادگی نبودید دکتر درسته؟
با سوال برایان پدرم نگاهش را به چشمان او گره زد و سری به معنای تایید تکان داد‌.
- درسته، خانواده سپت هم پزشک خانوادگی خودشون رو داشتن! فقط چون اون دکتر پیر بود و نمی‌تونست همیشه به موقع برسه من رو هم صرفاً به عنوان پزشک درجه دو خانواده استخدام کردن.
پدرم تمام این مدت چنین مسئله‌ای را از ما مخفی کرده؟!
چطور ممکن است مردی که همسرش را در جر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️