بازی مات به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و پنجم :
- اول بریم رستوران بعد یدوری تو شهر بزنیم یا برعکس؟
با سوال شهاب، روشا از فکر بیرون آمد و جواب داد
- من خیلی گرسنم نیست
- باشه پس کمی چرخ میزنیم بعد میریم سراغ شام
شهاب نیم نگاهی به روشا انداخت و گفت:
- هر روز داری خوشگلتر میشیا
روشا با تعجب نگاهی به شهاب کرد
- منو باش فکر میکردم تو اهل این حرفا و رمانتیک بازیا نیستی ولی خوب بلدیا...
- چرا مگه من چمه؟
- خیلی بچه مØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
طوفان
0من نظر قبلیمو راجب روشا پس میگیرم بخاطر انتقام ترو خشک و باهم میخواد بسوزنه😒
۲۵ دقیقه پیشریحان
0حتی اگه داداشش هم باشه با احساساتش بازی کرد شهاب گفت اولین دختریه ک تو زندگیشه
۳ ساعت پیشریحان
0چقد حالم بهم میخوره از روشا بازی با احساسات دو نفر به چه قیمتی؟
۳ ساعت پیشJester
1خدای من .. خداوکیلی داداششه یا دروغ مصلحتیه؟
۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

راز
0من از اول فک میکردم ک داداششه با اون ارتباطی ک با آراز داشت معلوم بود عشقش آرازه