پشت این سکوت به قلم فاطمه مهدیان
پارت چهل و پنجم :
ذهنم از فکرها و احساسات درهم و متناقض پر بود؛ انگار جامی شراب سمی نوشیده بودم و زهرش آرامآرام در وجودم میدوید، از درون میسوزاندم و ذرهذره از پا درمیآوردم.
الینا ماشین را مقابل خانه متوقف کرد؛ همان خانهی نفرینشده که آرام و خاموش سر جایش مانده بود، انگار نه انگار حادثهای هولناک زندگی آدمهایی را درونش زیر و رو کرده است. ماشین را خاموش کرد و دستش را از روی فرمان برداشت.دلم
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه مهدیان | نویسنده رمان
سلام عزیزم جای از رمان جا نیفتاده 🫠فعلا باید الینا رو بشناسید …
۲ هفته پیشریحان
0اینجا خونه ی کیه؟دنبال چی میگردن؟چه اتفاقی برا رادوین افتاده ک الینا گفت رادوین گفت مواظبت باشم!
۲ هفته پیشلاله
0خونه همون بابای است که همه اعضا خانوادشون دار زد
۲ هفته پیشریحان
0چرا من یادم نیست تو کدوم پارت بود منظورت اون پسره ک تو خیابون چاقو زدن
۲ هفته پیشلاله
0پارت های اول بود وقتی از بیمارستان مروارید آمد سارا داشت رو یک پرونده کار می کرد بعد گفت یک خانواده است پدره همه رو دار زد بعد توی پارت های جدید رامین گفت پرونده سارا رو تو دنبال کن
۲ هفته پیشلاله
0من این دوتا رو به هم وصل کردم تو ذهنم
۲ هفته پیشریحان
0اهان درسته ولی مروارید راجب این پرونده با الینا حرفی نزد یهویی رفت دنبال نامه ها میگرده
۲ هفته پیشوفا
0الینا داره دروغ میگه اون دنبال همون نامه ها آمده.
۲ هفته پیشلاله
0این خانه همونه که پدر خانواده همه رو دار زده بود و پرونده سارا بود الینا نمیتونه با این خانواده رابطه داشته باشه چجوری وقتی نمیشناسدشون بدونه اینا نامه دارن بعدم الینا بیرون موند اگه الینا مربوط به پرونده بود بیرون نمیموند
۲ هفته پیشریحان
0اهان پس الینا اینجا چکار میکنه!مشکوکه
۲ هفته پیشدختر صحرا
1خیلی الینا مشکوکه
۲ هفته پیشدختر صحرا
1الینا کارش رو بدتر خراب نکنه
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
1من که نتونستم مطالبو بهم ربط بدم الینا توی تحقیق کاری مروارید چیکار داشت ؟ فک کنم نویسنده یه تیکشو فراموش کرده توضیح بده