پارت نود و چهارم :

و ما هر دو به گرمی تبریک هایشان را پاسخ می دهیم.
هنگام شام خوردن عطا می خواهد به روش خودش خبر محرمیت مان را به خانواده اش بدهد.
در حالی که گوشی را روی میز گذاشته است با خانواده اش حرف می زند و من که در کادر دوربین نیستم کنجکاوم بدانم می خواهد چگونه خانواده اش را با خبر کند.
-صنم اون نمکدون رو بهم میدی.
نمکدان را که به دستش می دهم، دستم را می گیرد و می بوسد.
شکوه که در حال حرف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • ریحانه

    0

    الهی تا ابد عاشق و خوشبخت بمونید

    ۲ هفته پیش
  • شهناز

    0

    چقدر پر از حس خوب بود 🥺🥺

    ۲ هفته پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ❤❤❤

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    سلام نویسنده عزیز ،خسته نباشید خیلی خوشحال شدم برای عطا و صنم .واقعا عالی بود.👏

    ۲ هفته پیش
  • ماهرخ

    0

    ایول بلاخره به هم رسیدن شکوه چه مهربون شده

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️