پارت صد و ششم :

ساعت‌ها گذشته بود.
درِ اتاق نعنا بسته بود. خودش در رو از پشت قفل کرده بود و از لحظه‌ای که اون خانواده‌ی فریبکار وارد خونه‌شون شده بودن، بیرون نیومده بود!
صالح با کاری که کرده بود موافق بود، حتی دیگه دلش نمی‌خواست یک ثانیه هم دخترش رو ببینن. زمانی که نامزد اون شغال بود به اندازه‌ی کافی حیفش کرده بودن.
صدایِ بگومگوها شنیده می‌شد، فریبا مادر محمدرضا که پا روی لج و غرورش گذاشتÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • بی نام

    0

    مگه یونا ادعایه دوست داشتن نعنا رو ندارن چرا کسی. و که نعنا رو اذیت کرده رو نجات داده یعنی نمیدونه سپهر نعنایه یا می دونه این کارو کرده

    دیروز
  • میم

    0

    واقعا خیلی کنجکاوم بدونم لیلی چیکار کردی ک میراث هم انگار ازش برش میاد انگار می ترسه یا من اینطوری فک میکنم انگار آلرژی داره هرکاری میکنه نمیتونه از ذهنش بره شاید هم ب خاطر اونه سایه ها اومدن پیشش البته درستش بیماری میراث

    ۳ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    صددرصد لیلی استارتشو زده دیگه

    ۳ روز پیش
  • نگار

    0

    کالی دختر ایول بابا عجب پارتی خیلی قشنگ بود مرسی ازت👌🏻🙏🏻💙💙

    ۳ روز پیش
  • نگار

    1

    وایی عجبب پارتی بود خداا پس میراث اول بخاطر دزدی محمد رضا به نعنا نزدیک شد و الان انگار که به نعنا جنون داره خدایی من برداشت دیگه ای نمیتونم از بکنم😅😁وایی بخدا یونا میشه بزرگ ترین دشمن میراث حالا ببینید من کی گفتم اون از کینه محمدرضا هم استفاده می کنه مطمئنم 😒💙💙

    ۳ روز پیش
  • نگار

    2

    دلم خنک شد خدایی ایی چقدر این محمدرضا عوضی و لجن کثیفه آخه مگه آدم می تونه شبیه این باشه ایول میراث خوب کردی دمت گرم👏🏻💙💙

    ۳ روز پیش
  • آرامش خانوم

    2

    اون دختر منه :))

    ۳ روز پیش
  • پری

    6

    چطوره هممون اسم بچه هامونو میراث و نعنا بزاریم تا این شاهکار فراموش نشدنی بشه

    ۴ روز پیش
  • آرکو

    1

    موافقم خیلی خوب میشه 👹🎀

    ۳ روز پیش
  • آرکو

    3

    هر چی از قلم کالی بگیم کم گفتیم😭

    ۵ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    بنده ماچ خود را روی گونه‌های شما می‌گذارم

    ۵ روز پیش
  • آرکو

    0

    تا حالا به کسی اجازه ماچ ندادم ولی تو بکن تو بکن صاب اجازه ای😶 🌫️😃✨

    ۳ روز پیش
  • ...

    6

    با قسمت آخر به شدت از یونا متنفر شدم.لعنت خدایان یونان و مصر باستان بر او🤬🤬

    ۴ روز پیش
  • آرکو

    1

    ای یوسف *** تورو به حضرت نوح این پارچهه که روی سر زلیخا کشیدی خوشگل شد ! اونو بکش رو سر یونا زشت بشه تا آخر عمر بیوفته گوشه اتاقش هیچکس جز اون اسکلت لیلی ازش خوشش نیاد🤲🏼🤧🧚🏼 ♀️

    ۳ روز پیش
  • آرکو

    8

    تو میشی بهترین هدیه ای که میتونم به دخترم بدم 😭 😭 از صدای خورد شدن استخون ممرضا خوشم اومد 😭🧚🏼 ♀️ میراث بهتره حضوری این هدیه رو تحویل بدی ، دخترت از نبودت ناراحته و خیلی فکرای مختلفی به سرش زده 😭🔪 فوران اکلیل بر اثر جمله دخترم از سمت میراث از قلب و ریه و شش و چشمم و ..🧚🏼 ♀️🧜🏼 ♀️✨

    ۵ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ای جانممم🤣🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • آرکو

    0

    جدی میگما ، چشمام ستاره بارون شده بود ✨💁🏼 ♀️🧚🏼 ♀️

    ۳ روز پیش
  • آرکو

    5

    اون دختر منه! حاجی اصن جیغغ اوه مای گادد حیحیحیحاحاحاا 😱 این یونای مزاحمِ نکبت از کدوم گوری پیداش شد، تازه داشت آدرنالین خونم فوران میکرد از کارای میراث👁️👃🏼👁️ خیلی از کسایی که موهاشون سفیده خوشم میاد ولی نمی دونم چرا از یونا خوشم نمیاد ! میومد..قبلا،اولاش💁🏼 ♀️🔪

    ۵ روز پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    نگران نباش بعدا خوشت میاددددد

    ۵ روز پیش
  • آرکو

    0

    نه نمیخوامم 😭😭 قراره مارو زجر کش کنی؟😭

    ۳ روز پیش
  • Heliii

    1

    فکر کنم فقط منم که هر وقت یونا وارد رمان میشه خوشحال میشم :/

    ۳ روز پیش
  • آسنا

    2

    ارسال پارت بعد زده ی ساعت دیگه.یعنی 00:00 ساعت عاشقی💖

    ۳ روز پیش
  • آسنا

    2

    نعنا عاشق تاریکی شد⁦⁦(⁠•⁠‿⁠•⁠)⁩

    ۳ روز پیش
  • دینا جون

    0

    نوشته به زودی کالی کجایی

    ۳ روز پیش
  • آنی

    0

    و اینکه از اومدن یونا اصلا راضی نیستم ، کاش نمیومد . اصلا یه روزی از میراث متنفر نخواهم شد که بعدش از یونا خوشم بیاد ، هر کاریم بکنی کالی من از میراث عمرا بدم بیاد🤭😂آخه مگه میشه از این پسر متنفر شی؟؟🥲

    ۳ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️