پارت ده :

صبح روز بعد زودتر از خواب بلند شدم و به اتاق امیرحسین رفتم.
داشت آماده رفتن به سرکارش می‌شد.
مرا که دید لبخندی زدو در حالی که در آینه یقه‌ی لباسش را مرتب می‌کرد گفت: آفتاب از کدوم طرف در اومده؟
خندیدم و روی تختش نشستم.
- کارت دارم داداش.
نگاهش کمی نگران شد و به سمتم برگشت.
- چیزی شده؟ خوبی؟
پلک روی هم فشردم و با لحنی که خیالِ ناآرامش را آرام کنم جواب دادم:
-خوبم. میش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلارام

    0

    فک میکنم محیا رو واسه امیر حسین بخوان کاش یکم از حسای بقیه ی شخصیت ها بهم دیگرو هم میگفتی از زبون اونا دوست دارم بدونم امیرحسین عاشق کیه ایا محیاس یا یکی دیگه

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم عزیزم به اونام میرسیم♥️

    ۲ هفته پیش
  • دلارام

    0

    یعنی چ خوابی براش دیدن نکنه منظورشون همین امیرعلیه چون اینا باهم لجن فک میکنن از هم متنفرن و همو نمیتونن تحمل کنن وای چرا نمیشه هیچ حدسی بزنه ادم اخه یهووی یه چیز غیره منتظره پیش میاد

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😅😅😍

    ۲ هفته پیش
  • ستاره

    0

    چرا یه جوری بهش میگن این خوابی ک برات دیدن خوبه ک انگار میخوان بدنش به حافظ ولی میدونن اون نمی خواد یا از علاقش به علی خبر دارن مشکوک میزنن

    ۴ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خوابی که براش دیدن....هعی!

    ۳ هفته پیش
  • سرو

    0

    وای خدا صبا جون یعنی چی این حرف پس این خواب چیه که همچین میگی

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    صبر کنید صبر!

    ۳ هفته پیش
  • رویا

    0

    وای من هم دلم پیش امیر حافظه هم امیر علی واقعا دوتاشون خوبن و گناه دارن بیشتر دلم برا امیر حافظ میسوزه که از بچگی انتظار همچین روزی بود حالا که موقعش رسیده باید اینجور سه😕

    ۴ هفته پیش
  • Darya

    0

    واقعا همینجوره همشون گناه دارن 💔

    ۳ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    🥲🥲

    ۳ هفته پیش
  • Z.k

    0

    وای چقدر این محدثه اب زیره کاه ولی خوب بازم امیر علی دلش با نیلو 😊

    ۴ هفته پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره خب، ولی درست میشه

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️