امیر بی گزند به قلم صبا سروین
پارت هشتم :
امیرعلی کنارم نشست و بدون این که نگاهی کند یا حرفی بزند سیگاری روشن کرد. ناخودآگاه استرس گرفتم. قبلا در برخورد با او راحت بودم و حالا از این که تنها کنارم نشسته بود حال عجیبی داشتم.
می دانستم گاهی اوقات سیگار می کشد و عجیب دلم می خواست برگردم و نگاهش کنم اما جلوی خودم را گرفتم.
کمی گذشت و گفت: خوشحال بودی که،چت شد یهو؟
سعی کردم مانند قبل جوابش را بدهم.
- نمیدونم...دلم گرفت!
پک
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
اره اینا زودتر اتفاق میفته
۲ هفته پیشZ.k
1با این که دوتا بچه دارم ولی با خوند این رمان واقعا حس یه دختر دبیرستانی بهم دست میده وکلا میرم به اون دوران 😅😅 اخه از بس روان و قشنگ مینویسی صبا گلی🥰🥰
۴ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چقدر خوشحالم که دوستش داری♥️ خدا بچههات رو حفظ کنه برات💋😍
۴ هفته پیشدلارام
0دقیقا منم یه پسره 4ساله دارم ولی با خوندن این رمان رفتم تو دوره دبیرستانم
۳ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خوشحالم که دوسش داری😍
۲ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا پسر قشنگتو حفظ کنه😍
۲ هفته پیشمینو
0بلد نیستم با بی محلی ات کناربیام😭😭امیر علی با اون همه قلدری و داد و بیداد قلبش طلاست🥺🥺
۳ هفته پیشمینو
0باهام لج کن و پررو تو چشام زل بزن😭آخ امیر علی چقد عاشق شدی و دلتنگ که آرزو میکنی نیلو فقط تو چشات زل بزنه🥺جیگرم کباب شد برا این حرفش😭
۳ هفته پیشسرو
0وای خدا نمیدونی قلبم چه حالیه خدا
۳ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چرااا؟؟
۳ هفته پیشستاره
0نمیدونم چه رازیه ک من سر رمان هایت خیلی احساسیم کنار ذوق کردنام حسود نبودم ک شدم😭از دست تو صباا
۴ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیز دلم، خوشحالم دوسش داری😍😍
۳ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
به خاطر مثلث؟؟
۳ هفته پیشستاره
1نه بخاطر مثلث بخاطر جذابیت کاراکترها و احساس قشنگشون دلربا و جذابن با اینکه غمگین و شکستن یعنی همش به استعداد ناب توست نویسنده ی شاهکارم😍💚
۳ هفته پیشDarya
0خدای من چقدر احساساتش خاص و قشنگه ❤️
۳ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
😍♥️
۳ هفته پیشراز
0واای ذوق مرگ شدم من از کنار هم بودن اینا.میگم بانو الان نیلوفر خاطراتش رو مرور میکنه؟
۴ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اره راز قشنگم، حدودا یک سال پیشش رو!
۳ هفته پیشرویا
0وای من سکته میکنم اخر این رمانات چرا با روح و روان من داره بازی میکنه جدی جدی میخش میشما
۴ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دور از جونت عزیزم...😅😅
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

دلارام
0بی صبرانه منتظرم اینا اعتراف کنن ک عاشق همن وای چ میشه اون لحظه وای یعنی میشه