پارت صد و شانزده :

- نمی‌دونم چرا یهو اینجوری شد! چرا یهو شاه آگوستوس باید همچین کاری کنه؟ فکر می‌کردم امروز می‌تونم همه چیزو درست کنم... یا حداقل جلوی خون و خون‌ریزی رو بگیرم ولی...
آشر همین طوری پریشون و عصبانی حرف می‌زد. تا جایی که حتی کارش داشت به سرزنش کردن خودش می‌رسید. نباید قضاوتش می‌کردم وقتی خودم هم بدتر ازش بودم.
ولی الان اصلا وقت مناسبی واسه دنبال دلیل گشتن نبود.
نفسم رو با بی‌قراری Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • Meliss

    0

    مغزم داره آتیش میگیره قلبم داره اب میشه و تموم مسبب اینا تویی حمیده از خودم نفرت دارم که رمانتو شروع کردم ازت متنفرم که هیچکس به خفنی تو نیست خدا اون روزی که رمانتو پیدا کردمو لعنت کنه هر بار که میخونم منو به گریه میندازی💔💔

    ۶ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    حب وقتی ناراحت میشی چرا میخونی کسی مجبورت نکرده که بخونی .ژانر رمان جنگیه معلومه کسی زنده نمیمونه حب نمیخوندی این رمانو(ازت متنفرم حمیده؟؟)

    ۶ روز پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    ریلکس کنید منظوری نداشت بچه

    ۵ روز پیش
  • فن کله قرمزی

    0

    خدایا!! از خودش نفرت داره بابت اینکه رمانو شروع کرده ولی ما میخایم بریم دست اونیو بوس کنیم که این رمانو به ما معرفی کرد باورم نمیشه اصلا باورم نمیشه

    ۶ روز پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بیا بغلمممم✨

    ۵ روز پیش
  • هیتر هانا

    0

    هانا یه جوری از شیث ایراد می گرفت انگار واقعا بچه بیولوژیکیشه با اون مامان فاسدت ، هانای غیر حلال زاده بازم باعث شد یه نفر بمیره .

    ۶ روز پیش
  • اسی

    0

    چقد طولانی داره میشه دیگ یجوری مینویسی حمیده ک انگار هیچوقت پایانی نداره

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    خب مسائل زیادی هست که تموم نشده جغد رمان طولانی ای هست و من به خودم اعتماد دارم تا حالا کشش ندادم همیشه به مسائل مهم پرداختم... اگر صبرتون کمه هر وقت تموم شد مطالعه کنید🍓

    ۷ روز پیش
  • زینب

    2

    حمیده چه مشکلی با شخصیت های رمانت داری چرا داری زرت و زرت اینارو میکشی

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بابا توی کل این رمان فقط دو نفر مردن😂

    ۱ هفته پیش
  • زینب

    2

    بابا دوتا نبودن که دایانا و پدرو هست شیث هست دیگه اون سرباز جوخه صد حالا بخدا اسمش یادم نی ولی اونم هست حمیده من کم امتحان دارم باید واسه اینام غصه بخورم

    ۱ هفته پیش
  • زینب

    0

    ها راشا بو

    ۱ هفته پیش
  • Sara🐈‍⬛

    5

    حمیده مشکلت چیه اینا رو میکشی

    ۲ هفته پیش
  • زری

    1

    شیث بیچارم:))

    ۲ هفته پیش
  • ستی

    9

    حمیده حمیده حمیده حمیده حمیده حمیده چرا هی این تیرو میکنی تک قلب ما ورمیاری دوباره میکنی تو قلبمون زن دیاکو بس بود راشا بس بود الان باید با مرگ شیث کنار بیایم اخهه من دیگه نمیتونم ایلیاهم رفته ارین رفته بچه ها همشون رفتن مونده هانای بیچاره من

    ۳ هفته پیش
  • ریحآنه

    0

    چونکه جای جغد انبار توی آخرین نظرات خالی بود💞

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    10

    از شرایط روحی و روانی نیاز دارم:'زاویر بمیره'

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    3

    میدونی بعضی وقتا که حالم بده میگم کاش یه رمان مینوشتم هروقت عصبانی شدم حرصمو سر شخصیتا خالی میکنم مثلا یکیو میکشم حالم خوب بشه

    ۳ هفته پیش
  • سهیلا

    3

    خاکبرسرت حمیده ازت متنفرم

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    به دختر من اینجوری نگو 😂😭

    ۳ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    0

    حمیده.. حالم بده لطفا پارت بده جدی میگم حتی اگه پارت 'حال خوب کن' هم باشه من مشکلی ندارم"با خوندن رمانت خود به خود حالم خوب میشه" باور کن جدی میگم خیلی جدی😊

    ۳ هفته پیش
  • لیا

    4

    همچنان در فکر دور شدن ایلیا و هانام😭🤦🏻 ♀️دردناک تر از مرگ شیث بود حقیقتا

    ۳ هفته پیش
  • محدثه

    8

    من اون لحظه که هانا با عصبانیت گفت.. خب بمیر! فهمیدم که شیث هم رفتنیه😮 💨😮 💨😮 💨😮 💨

    ۳ هفته پیش
  • رز.

    1

    من دیگه مُردم. تموم کردم😭😭

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️