جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و پانزده :
- آشر؟ آشر کجاست؟
- هانا صبر کن! خدایا دختر ما هنوز مطمئن نیستیم ممکنه همهشون در حد همون حدس و گمان باشن. هــــانــــا!
به تذکر و فریادهای بابا پشت سرم دقت نکردم.
هر طوری شده از اون اتاق فرمان نحس بیرون زدم. فقط میدونم پایین دامنم رو گرفتم و بدو بدو از پلهها پایین رفتم. بابا از واکنشم جا خورد... هر چند خودش و ایلیا و هر احمق دیگهای اینجا با آشر لج بودن، ولی مگه قراره منم مثÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
حدیث
0شاید جامین داره جوخه صدو کنترل میکنه اخه آشر اینا هم خبر نداشتند که قراره جوخه صد کشته بشه از اون جایی که هاوک هم جامینیه امکان داره.پس منظور راشا از این که ارتش قراره بکشتشون همون جامینه دیگه.
۱ هفته پیشفاطمه
9کن پسر الیاس. شاهزاده ی جامینی رو برام پیدا"بچه ها. شما هم یه حسی بهتون میگه که ایلیا یه ربطی به پسر الیاس داره
۴ هفته پیشایلیا
1خودشه دیگه؟
۴ هفته پیشفاطمه
0خب پس آیزاک چی
۴ هفته پیشایلیا
4آیزاک همون الیاسه
۳ هفته پیشنور
0باهوش مگه هانا نگفت که الیاس اومده پیش آیزاک چجوری آیزاک همون الیاسه وقتی اونروز که هانا آیزاکو کشت اومد هانا هم میشناختش
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
23باور کنم شما دارید رمان رو میخونید؟ ایلیا پسر الیاسه الیاس همون ایزاکه سرش سوخته بوده و همش کلاه گیس میزاشته نمیدونم پارت چند بود حمیده قشنگ گفت که ایلیا شاهزاده جامینه ایلیا هم یه جایی گفت که بابام مثل شاهزاده الیاس سرش سوخته بوده😐😐
۳ هفته پیشآلیس درسرزمین حمیده
12منم دارم به همین نتیجه میرسم ، واقعارمان و می خونید؟😂
۳ هفته پیشرویایی ترین رویا
2ول خیلی چیزا درمورد اون شبی که به آیزاک و هاوک شلیک کرد هنوز مبهمه همن شب که روی پل متحرک خاطرشو به یاد آورد حمیده درست اون شبو تعریف نکرده چجوری هانا اولش بهش با خودکار سمی حمله کرده بعدش شب روی پل متحرک باهاش حرف زد آیزاک تهدیدش کرد و در نهایت همن شب هم کشتش به هاووک هم شلیک کرد؟
۳ هفته پیشرویایی ترین رویا
1👆بابا چرا هیچکس به این موضوع دقت نمیکنه؟
۳ هفته پیشانی
0روی پل متحرک هاووک بوده نه آیزاک. هانا با گلوله میزنه به هاووک که روی پل متحرک بوده. بعدم که مشخص میشه هاووک نمرده بوده. ولی آیزاک با خودکار سمی هانا مرده بوده
۳ هفته پیشسایرن
1باباا ایلیا پسر آیزاکه الیاس همون شاهزاده جامینی بود که اومده بود هانارو ببره
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
0عزیز من حمیده خودش میگه ایزاک همون الیاسه😭😭
۳ هفته پیشآنیسا
1و بجایی هم هانا انگار داشت گذشته رو تعریف میکرد که گفت ، و من اون موقع از کنار حرف ایلیا گذشتم ، ایلیا هم گفته بود که پدرش سرش سوخته بوده و مجبود بوده کلاه گیس بزارع ، و بچه ها حمیده همیشه شخصیت اصلی مرد رو که ایلیا باشه کم نمیزارع و همیشه رمان اش برابرن یعنی پسر و دخترش تو ی صتحن اگه هم نباشن بعد .
۳ هفته پیشآنیسا
1ادامه ، و بعد هم صتحشون می کنه مثل نگار و آیوار یا بچه های شیاطین سیاه ولی و بچه ها همه داستان های حمیده تا الان که بوده شخصیت های اصلی دختر گذشته رو تعریف کردن یعنی الان دارن گذشته رو میگن مثل نگار و خود هانا چون هانا هم ی جاهایی از آینده حرف میزنی یعنی دارع گذشته رو تعریف می کنه ♥️من مطمئنم
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
6کی گفته اون که اومد پیش ایزاک الیاس بود اون الیاس نبود اون یکی از دوستای ایزاک بود
۳ هفته پیشانی
6هانا فکر کرده اون مرد که تازه وارد آزمایشگاه شد الیاس هست هانا اون شب آیزاک رو با خون خودکار زهر دار کشت و اون مامور جامینی که هانا فکر میکرده الیاس بوده رو میکشه. ولی آیزاک گفت شاهزاده جامین (الیاس) به دستور شاه جامین سرش رو آتیش زدن و کلاه گیس میزاره.وایلیا هم گفت بابای منم کلاه گیس میزاشته
۳ هفته پیشانی
7بنابراین آیزاک همون شاهزاده الیاس بده و پسرش میشه ایلیا
۳ هفته پیشایلیا
1خب هانا اگه میدونست آیزاک الیاسه که میدونست ایلیا شاهزاده جامینه باهوش🤣
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
6هانا نمیدونه ایزاک همون الیاسه باهووش
۳ هفته پیشایلیا
1بابا منم همینو میگم دیگه😭 من یکی دیگه رو ریپلای کردم واسه تو اومد؟
۳ هفته پیشآنی
0از حرف های ما و متن داستان گذشته خود حمیده فلک زده هم داره جیغغ میکشه که آیزاک همون الیاس هست باهوش
۳ هفته پیشرویایی ترین رویا
2زمانی که آیزاک داشت سرنگ توی رگ هانا فرو می کرد برگشت گفت تو امروز شاهزاده الیاس ملاقات میکنی البته از کجا معلوم شاید هم قبلا ملاقات کردی..از اونجا کاملا میشه فهمید که داستان چیه حیلی ضایعست ولی شماها هنوز شک دارین ایلیا آیا پسر شاهزاده الیاس یانه؟!
۳ هفته پیشسایرن
0حسم میگه ایلیا همون نوه پادشاه جامین و اینکه شاید اون سه نفر حابیل و بچه های آیسان باشن کسایی که با اون پیر خرفت جامین میمیرن
۳ هفته پیشغزال
0شا*م تو خودم با این همه اتفاق
۳ هفته پیشReyhane
0کلئوپاترا کجایی زن..نجات دادن حابیل کار خودته
۳ هفته پیشReyhane
1هانای نازم پسر شاهزاده الیاس پشت سرته:)
۳ هفته پیشGodcycklet
0وایی وایی دهنت سرویس حمیده چطوری تو یه پارت میتونی این همه تر بزنی به سرتاپای هانا🥲😂😭 تروخداا حابیل اینا زنده بمونن 😭😭
۳ هفته پیشمخاطب
2مثل همیشه عالی عاشقانه میتونم توصیف های این نویسنده رو در رابطه با صحنه ها و شخصیت ها بپرستم
۳ هفته پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
مرسیییی
۳ هفته پیشیه بنده خدایی
0شاهزاده جامین که ایلیا هست اینو فهمیدم ولی یه حسی بهم میگه زاویه عنتر هم جاسوس باشه چون پیش هاوک که جاسوس بود آموزش دیده
۳ هفته پیشنگآر
3این رمان اگه شاهکار نیست پس چیه؟ منتظر پارت بعدمم
۳ هفته پیشایلیا
2اگر زاویر بو گندو گنده بک زشت خدایی نکرده حابیل رو بکشه در اون اتاقی که مربوط به پروژشون بود رو نمیتونن باز کنن کهه
۳ هفته پیش.....
4من خطاب به زاویر: ححرر.. وومم.. زاا.. دهه به بچم چیکار داریی
۳ هفته پیشآلیس درسرزمین عجایب
4ایلیا خائن نیس باشه هم احساسی که به هاناداشت واقعی بود
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
3صدرصد احساسش واقعی بود ولی ایلیا خائن نیست😭
۳ هفته پیشجغد توی خاب هانا
4هعیی ایلیا شاهزاده جامینه ایلیا خائنه
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
2نه ایلیا خائن نیستت
۳ هفته پیشجغد توی خاب هانا
3خب نمیتونم ثابتش کنم ولی بخدا که مطمئنم ایلیا خائنه دختر ایلیا چند وقت پیش خیلی دوسش داشتم ولی الان رفتارش خیلی تغییر کرده یجوری مرموز شده چرا متجهش نشدین وای خداا ایلیاا یه خائن عوضیه که با نقشه به هانا نزدیک شده!
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرش
4هیچوقت این حرف را قبول نخاهم کردد😭
۳ هفته پیشجغد مخزن
2چ بخای چ نخای ایلیا خائنه آجی و منم این حرفو با اعماق اعماق اعماق وجودم باور دارم🦉.
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
2بس کنن انقدر این جمله نحسو تکرار نکن😭
۳ هفته پیشساعد هانا
3ایلیا خائن دربیاد یه مقدار از دورن میمیرم
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
2یه مقداار؟مطمعنی فقط یه مقدار؟😭
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

فن رابین هود
0ولی یه چیزی بگم ؟ هانا واقعا خیلی قویه که با تموم این چیزایی که داره تحمل می کنه و چیزایی که کشیده هنوز هم سر پا مونده و داره میجنگه اگر می تونستم بغلش میکردم واقعا :))