دولیو به قلم آرزو شریفی
پارت ده :
هنوز در شوک بودم و فقط توانستم با اخم و تعجب اسمش را صدا بزنم.
- چرا ازم میترسی الهه؟ من که کاریت ندارم... فقط میخوام بغلت کنم
با نگرانی و ترسیده پرسیدم:
- چرا؟
آنا قدمی به سمتم آمد
- چون دوستت دارم... چون بغل کردنت حس ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
