پارت صد و یک :
فریاد سجاد گویی به آسمان هفتم میرسید.
- خودم میکشمت!
سرش را به چپ و راست چرخاند، گویی جنون گلویش را گرفته بود.
- تو یه حیوونی...
فریادی دیگر، دیوار های اتاق را در برگرفت.
- حتی حیوونم به تو شرف داره حروم زاده!
طلوع خنثی خمیازهی دیگری کشید. در حالی که سعی داشت به خواب غلبه کند، خیره به سجاد گریان که اتاق را روی سرش گذاشته بود لب زد:
- فقط یک دقیقهی دیگه...
یک دقیقهâ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بابت متین ؟
۴ هفته پیشهستی
0نه،بابت رضا
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اووو یعنی طلوع طرف سجاد رو می گیره؟ 🤔
۴ هفته پیشهستی
0فعکک نکنمم🤣🤣🥱
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂😂
۴ هفته پیشمهسا
0رضا بدبخت عاشق طلوعه سجادم اینو فهمیده هی رضا رو اذیت میکنه.. واقعا رضا داره تاوان گناهاشو با عاشق یه هرزه بودن پس میده
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
رضای بدبخت؟ واقعا؟
۴ هفته پیشمهسا
0از این جهت که عشق یه طرفه داره اونم به یه هرزه. منظورم اینه وگرنه که رضا هم جزو آدماشه و قاتله
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اهان از این نظر
۴ هفته پیشآیلا
0وای بی صبرانه منتظرم واکنش طلوعم 🫡😂😍
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
🤣🤣 منم
۴ هفته پیشآیلا
0بی صبرانه منتظرم 💃🏻🫡😍
۴ هفته پیشآیلا
0فاتحه سجاد خوندس والا طلوع این بار تک تک انگشتاش رو قطع نکنه صلوات 😂😂
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اخ اخ چه لذتی داره
۴ هفته پیشآیلا
0عالی فاطی جونم عاشق سجاد شدم تو این پارت خیلی قوی وباهوشه فاطی جونم توروخدا میشه فردا یه پارت هدیه هم همراه پارت اصلی بزاره عاشق این رمانم اولین نفر پارت رو خوندم بی نهایت قشنگ بود🫂🫂😍😍🫠🫠
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت گل، دیگه کم کم وقتشه سجاد قاطی کنه.
۴ هفته پیشآیلا
0آره اونم چه قاطی کردنی توروخدا فاطی جونم فردا همراه پارت اصلی یه پارت هدیه بده من عاشق این رمانم هرروز رو میشمرم تا پارت جدید بیاد 🙏🙏🫂🫂😍🫠
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قول نمیدم اما سعی میکنم♥️
۴ هفته پیشآیلا
0باشه خیلی ممنون فداتشم 🫂😍😍
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت
۴ هفته پیشهستی
0واای🤣🤣 هنوز ۲۴ساعت نشده از گند زدن قبلیش🤣🤣👀👀تو چه هستی پسرر؟!!
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
سجاد دیگه با این شکنجه مرگ و با چشم خودش دید🤣
۴ هفته پیشهستی
0سجاد یه نفس بگیر بنظرم..یکم استراحت،یکم فکر، ..هیچی ازت نمی مونه پسر با این روندی که پیش گرفتی🤣🤣طلوع تیکه تیکت می کنه😊🥱
۴ هفته پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
دیگه اب از سرش گذشتههه
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0من که میدونم طلوع قراره از سجاد خیلی خیلی تشکر کنه بخاطر شکری که خورده😊