جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و چهارده :
«میگن یه سرزمین شبیه رهبرش میشه.
همیشه از خودم میپرسیدم مگه ما و خانوادههامون چقدر تاریکیم که این بلاها داره ریشهی سرزمینمون رو میسوزونه؟
غافل از اینکه رهبر این جزیره خیلی وقت بود انتخاب شده بود... سرنوشتش رو باهاش گره زدن.
حالا این جزیره ذره ذره داره به تاریکی کشیده میشه.
و اینجا چیزی به سیاهی جامین پیدا نمیکنی...»
- چیکار کردی هانا؟
فریاد بابا رو بÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۳۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Godcycklet
3آیسان بیچاره ی منن😭🥺
۳ هفته پیش...
9ولی بچها یادتونه یجا هاووک گفت شیث ایلیارو تبدیل ب هیولا کرد این شیثه ک ریده ب ایلیا و مغزش؟ میدونی من همچنان بااینکه عاشق شیثم ولی نمیتونم سفید ببینمش🫠💔راستی حمیده حابیل و میترا انقدد مهم بودن کلید خیلی چیزا بودن پس چرا اینهمه وقته هیچ خبری نیس؟ یا حتا وصیت نامه ک کلیئو انقد بهش تاکید داشت🫠
۴ هفته پیشآلیس در سرزمین حمیده
2صبور باش حمیده این رمان خفنو طولانی می نویسه واسه اونجاهاشم قطعا برنامه هایی داره
۴ هفته پیشرویایی ترین رویا
1عزیزم؟!..میشه دقیقا بگی کجای حرفای هاووک هیولا از دهنش اومد بیرون..بابا ترو قرآن اول یه دور دقیق رمانو بخونید اصلا گفته باشه هم حرف هاووک پدرسگ سنده؟بعدم منظور هاوک رو اصلا نگرفتی آجی فکنم برو از اول بخون اون قسمتو
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
1حمیده امروز یکشنبه ست چرا پارت ندارییمم😭
۳ هفته پیشجد پفیوز اندرس
1چرا پارت نداریم😭؟
۳ هفته پیشساعد هانا
12دارم به این فکر میکنم که ایلیا رازای هانا رو بفهمه چه دعواهایی قراره داشته باشن ایلیا جان برای زده شدن زوده😂😭
۴ هفته پیشتوت فرنگی از باغ شیث
4ایزاک ایوانف که هانا کشتش فک کن ایلیا بفهمه آره منم نمیخوام بهش فک کنم
۳ هفته پیشساعد هانا
4ایلیا جان عزیزم یه پدر بود دیگه کشتمش وا
۳ هفته پیشزاویر خره گاو نره
3😂 من الان اینجوریم که رمان حمیده جلومه مدرسه پشتم من وسط دارم میدوم تا به رمان برسم ولی مدرسه باتمام قدرت داره منو می کشه سمت خودش خدایی مدرسه هنوز چند روز نگذشته درسا حمله ور شدن دوپارت عقب افتادم
۳ هفته پیشزاویر خره گاو نره
0قصد دارم تابستون رمان رو بخونم و الان بزارن کنار 🥺
۳ هفته پیشزاویر خره گاو نره
2یادم رفت یه چیزیو بگم گودبای حمیده 👋👋تا تابستون
۳ هفته پیشدوربین مداربسته ی توی اتاق
2نمیدونم فقط من اینجوریم یا نه دلم برای سامو که همش *** های مادر مقدس رو قسم میخورد تنگ شده 🤣😭 و بقیه ی بچه امیدوارم از دست حمیده تا آخر رمان جون سالم بدر ببرن راشا که نتوست دووم بیاره امیدارم اینا بتونن💔 😭 اینو بدونین که دعای جغد فنا همیشه پشتتونه❤️ البته ما خودمونم از دست حمیده در امان نیستیم
۳ هفته پیشریما
2حقیقتا انقدر پارت سنگینی بود باید بعضی جاها رو چند بار میخوندم و یه دور پشمام میریخت ، کلیی سناریو تو مغزم ردیف کردم ، عجیب خفن بود
۳ هفته پیشآلیس در سرزمین حمیده
3شاید دانته خائن باشه
۴ هفته پیشهیتر هانا
4مزخرف تر از این پارت خودش بود ، خب آشر پاشای بدبخت که همون اول گفت جامین میخواد از جنگ بین ما سواستفاده کنه پروفسورا . (هانایِ دلقک)
۴ هفته پیشاکرم بانو
11من که میدونم هنوزم میخوای بابت خائنی که بعد مشخص میشه تن و بدن مارو بلرزونی🤦🤦
۴ هفته پیشاکرم بانو
4تصورم از حمیده اینه که وقت خوندن کامنت ها یه جعبه دستمال کاغذی کنارشه ، اشک هایی رو که برای هوش و ذکاوت ماریخته رو پاک میکنه😂😂
۴ هفته پیشاکرم بانو
5اون دعوای هاناو ایلیا چی میگه این وسط؟واقعی بود؟
۴ هفته پیشاکرم بانو
9امیدوارم اون جامینی های لعنتی جوری برنامه نریخته باشن که وقتی هانااینامیرن ایسانو نجات بدن،همون موقع زرت بزنن بکشنش
۴ هفته پیشاکرم بانو
9وای این همه داستان و معماو سناریو،رو چطوری میسازی من که حتی وقتی میخونمش کلی فسفر میسوزونم تابفهمم چی نوشتی،دمت گرم
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

Godcycklet
3فقط خداروشکرر میکنم هانا به ایلیا شلیک نکردد