پارت صد و سی و نهم :

صدای نفسهایش که توی گوشی پیچید، نفسم بند امد.ان شب به خاطر گر گرفتگی و حال بد، نتوانسته بودم خوب بخوابم.
مدام در حال رفت و آمد به آشپزخانه و دستشویی بودم.
دخترم مدام وول می خورد و کلافه ام کرده بود.بارداری سختی داشتم.
خانه ی مادر بودم و روی بالش بارداری که برایم خربده بود دراز کشیده بودم.
اواخر زمستان، همه چیز درهم و برهم بود و دختر من حالا توی شکمم بزرگ شده بود و تکانهایش زیاد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا خ

    0

    یعنی شهرام قبل به دنیا اومدن دخترگلی برمیگرده، اگه بیاد و شکم برآمده آلاله رو ببینه😄 عجب سوپرای

    ۳۷ دقیقه پیش
  • سرو

    0

    چشم حدس نمیزنیم بااینکه خیلی سخته ای کاش میذاشتی بگیم🫣😜

    ۲ ساعت پیش
  • نسترن

    5

    واای چقدر خوشحال شدم پارت اومده😍 نویسنده جون لطفا زودتر پارتهای پایانیرو بزارید

    ۳ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️