سماح به قلم پریسا حصیری
پارت شصت و چهارم :
_هر چی که بگی حق داری، من باورت نکردم، من باعث شدم ده سال از زندگی من و خودت به جهنم بره، اما حالا چی؟ دلیل لجبازی های تو چی می شه؟ پس توام مثل منی!
تیدا میخندد، خنده ایی که سراسر از درد و حقارت بود!
_امید داری من ببخشمت؟ برگردیم سر خونه ی اول! یه جوری که انگار از اول هیچی نشده آره؟
سیبگ گلوی سلیم تکان سختی می خورد و سر می جنباند:
_هزاران نفر بعد از طلاق رجوع می ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

مینو
1سلام عزیزم منتظر پارت جدید هستیم قرار بود امشب بزارید لطفا بفرستید ممنون میشم