مقبره خدایان مترجم طیبه حیدرزاده
پارت چهارم :
ایموجن کیف دستیش رو باز کرد و یه روزنامه، شیرینیهای پیچیدهشده و یه فلاسک چای ارل گری بیرون آورد. «برات لندن هرالد و صبحانه از جی لیونز آوردم. یه مافین انگلیسی با مربای تمشک زیاد، همونطوری که دوست داری.» وسایل رو روی میز گذاشت، به این امید که چیزها ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نیلوفر ابی
0هم از نویسنده محترم هم از شما مترجم عزیز ممنون واقعا عالیه خسته نباشید