آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و شانزده :
«چهار ماه بعد»
مقابل آیینه ایستاد و به شکمش که در آن چهارماهِ بارداریاش که بیش از حد معمول، برجسته شده بود، نگاه کرد.
رو به شانه ایستاد تا با دقت بیشتری به خودش بنگرد.
غصهی هیکلش را میخورد. هیکلی که ذرهای چربی تا به حال به خود ندیده بود و شکمش که عین تخته، صاف میماند.
اما حالا...تمام بدنش همانند بادکنک، باد کرده بود.
حتی بینی و انگشتهای دست و پایش، طوری که نمیتو
مطالعهی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
💔💔
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
0"دستمالی یه مردی دیگه شده" از عرفان متنفرمم😭
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بمیرییییییی عرفان
۲ روز پیشدشمن خونی عوضی اعظم
1دیگه کاری ندارم ته داستان چی میشه یا از مهراب متنفر بودم ، با این حرفی که عرفان زد تا اخر عمرم متنفرم ازش متنفرر
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حست به مهراب چیه؟
۲ هفته پیشدشمن خونی عوضی اعظم
0دقیقا نمیدونم چیه ولی اینو میدونم که مثه قبل متنفر نیستم ازش و خب بالاخره خیلی کارا برای آشوب انجام داد و هواشو داشت
۲ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صحیح
۲ هفته پیشماهی
1واقعا شانس نداره اشوب واای که اگه مهراب بفهمه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤦🏻💔
۴ هفته پیشنگار
2مرسی حدیث خسته نباشی عالی بود👌🏻🙏🏻واقعا امیدوارم فندوق چیزیش نشه،هر چند می دونم پارت بعدی غوغا هستش😌💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
غوغای واقعی:)
۴ هفته پیشنگار
1اصلا یه چیز میگم یه چیز می شنوی من تا الان هنگ بودم من همیشه برا پارت های آشو ۳-۴تا کامنت میزاشتم ولی واقعا این پارت هنگ هنگ کردم یعنی واقعا بین عرفان مهراب همه چیز تموم شد خداا😱😳💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره فکر کنم:)
۴ هفته پیشنگار
0هعیی روزگار💔💙💙
۴ هفته پیشنگار
0اگه فقط بلایی سر فندوق بیاد مهراب عرفان رو به خاک سیاه میشونه تازه آشوبم به فندوق علاقه مند شده و ای وای بر عرفان که بازم زود قضاوت کرد ای وای به تو عرفان ازت ناامید شدم واقعا نمی دونم چی بگم😭🤧💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فردا مشخص میشه...
۴ هفته پیشنگار
0خدایی سر فندوق بلایی بیاد هیچ وقت این عرفانو نمیبخشم هیچ وقت واقعا چون این وسط فندوق بیگناه بی گناهه😞😞💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم طوریش نشه
۴ هفته پیشنگار
0منم همینطور🫠🫠💙💙
۴ هفته پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
0کاریش نشه آشوب وای 🤦 ♀️
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممکنه بشه🤦🏻
۴ هفته پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
0عرفان مادر….. مادر…… بمیری مرتیکه اشغال *** کم شه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت بعدی رو بخونید👀
۴ هفته پیشسارا
0انشالا که اشوب و بچه اش سالم ان اگر هم خدا نکرده طوری شده بود این اشوب بی عقل سر عقل بیاد زله شدبم از دستش دلم کباب برای مهراب شاید فکر کنه اشوب یاد اونروزاش افتاده اینجوری شده خاک تو سرش
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم تو پارت فردا چه اتفاقی در انتظارمونه
۴ هفته پیشتی دا
0کاش بچه چیزیش نشه . مهراب بیچاره دیگه باید چیکار برا اشوب میکرد . ولی عرفانم راست میگه به اشوب تو شوهر داری بچه هم داری انتظار داری عرفان هنوز بخوادت
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه خدایی عرفان خیلی تند رفت، دل آشوب رو شکوند
۴ هفته پیشتی دا
0عزیزم خسته نباشید پارت عالی بود من بخاطر نینیم گرفتارم ولی از اشوب نمیتونم بگذرم😘
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خدا نینی رو واسهت حفظ کنه، فدا سرت
۴ هفته پیش...
0وای وای وای خدا بگم چیکارت کنه عرفان ینی هرچی قبلن دلم برات سوخت دود شد رف هوا اومدی دل آشوب قشنگمو سوزوندی رفتی وای اگه مهراب بفهمه آشوب بی چاره میشه وای خدا بچش ینی ر... دهنت عرفان🤬🤬
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم عاقبت این دل شکستن رو ببینه💔
۴ هفته پیشیه بنده خدا
0ااننتنن ششااللههعهه به حق علی وبچه هاش خدا بزنهه به کمرشش مرتیکه مزخرفو.عرفانِ.. یه جمله ی قشنگ هست میگه زمین گرده کارما کاربلد خب شنیده بودی دیگه ببعدد هیچ فردی هم نتونسه از دست کارما فرار کنه عزیزمم خواستم بگم بدونی(پیداس که ازش متتنففرمم و اگه دستم بهش میرسید میکشتمش یا جور دیگه توضیح بدم؟؟)
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درسته🙂👌🏻
۴ هفته پیشNana
1اگه بلایی سر بچه بیاد مهراب عرفانو نابود میکنه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله...
۴ هفته پیش...
2وای حدیث جون مثل همیشه هم طولانی بود هم عالی بود دختر مرسی 🥰🥰
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نوشِ نگاه قشنگت جیگر
۴ هفته پیشمیس
0اعع الان دیگه محافظ آشوب باید خودش نشون بده دیگهه جون آشوب و بچش در خطرهه مهراب از طریق دوربینا بفهمه حال بد آشوب تقصیر عرفانه یه بلایی سر عرفان در میاره خودشم تو دردسر میندازه🤧😮 💨
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه توی پارت بعدی
۴ هفته پیشنسترن
2این عرفان بود این حرفا رو زد!؟ یعنی اگه اشوب بازم دوستش داشته باشه خود خره. خسته نباشی حدیث عالی بود ببینیم پارت بعدی چی میشه
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره واقعا، اگه ازش دست برنداره بیعقله
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

جد پفیوز اندرس
0اشوب بیچاره