حکم کن به قلم مرجان فریدی
پارت صد و سی و سوم :
زن لبخند سردی داشت.
باعث میشد احساس بدی داشته باشم
زن با همان لبخند گفت:
-راستین همه رو سوپراییز کردی...فکر میکردیم فلجی...
راستین سرد نگاهش میکرد:
-گاهی نباید ب چشمات اعتماد کنی...
زن نیشخند زنان دستی به فک استخوانی اش کشید و گفت:
-پس تنها کسی ک این وسط حیف شد دخترت بود ن...
برق ب چشمان راستین دوید و با فک منقبض غرید:
-هیس...
شوهر زن ک حسابی اوضاع را نا ب سامØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
0همونی بود که اول داستان دیلان برای اینکه باهاش ازدواج نکنه فرار کرد
۵ سال پیش3tayesh
4حاجی الان دقیقا ساعت ۴:۴۸دقیقه صبحه من بنده خدا بلند شدم درس بخونم نشستم ادامه رمان و میخونم چقدر ی آدم می تونه چیز باشه چقدر ی رمان می تونه خفن باشه
۵ سال پیشاکسوال
10جرررر گاد خیلی راستین جذابه توی کلیپ کاملی که ساخته شده بود .وایی من که غش چقدر جذاب شده رمات.خداییش الان عاشق شخصیت راستینم. عررررر شب امتحانم که هست مگه هیجان رمان میزاره درس بخونم
۵ سال پیش???
2کلیپ کامل رو از کجا دیدی ؟😅😂😆
۵ سال پیشسننه
0تو کانال *** هست
۵ سال پیشاکسوال
0بدون اجازه ی مامانم رفتم اینستاش😂😐 مرجان جونو مامانم فالو میکنه منم رفتم نگاه کردم 😉
۵ سال پیشHelen
0نه فقط پشمام ریخت بلکه جر هم خوردم😅
۵ سال پیشمحدثه حاصل لو
3من هر لحظه بعد فهمیدن اینکه راستین حاکمه منتظر یه شوک دیگه بودم، ولی نه دیگه تا این حد😂😑مرجان دمت گرم یه بار دیگه با مهارت کامل برگایه مارو ریختی😂😂
۵ سال پیش۳etayesh
1پشمامممممم تامین می خواسته حاکم شهههه برگانمممممم کرک و پرپ ریختتتتتتت با جذاب یکی راستینو بگیرعععع😂💛
۵ سال پیشهیچ
3ینی هر پارت از پارت قبلیش پشم ریزون تره😐😐 خدا تامینم نقشه بوده 😐💔
۵ سال پیشمهدیه
2او مای گاد راستین اومد فکشو پیاده کن 😎😁
۵ سال پیشMasoomeh
1اوه چه هیجانی شده این رمان😃اوففف راستین و نگو غیرتی شده برا دیلان😍همه هم که نقشه داشتن برای این دیلان بیچاره🥺ایشالا خود دیلان انتقام خودش و از همشون بگیره😉راستینم با دیلان ازدواج کنه🙃به چی میشه🥀
۵ سال پیشآرزو
1ای جونم به راستین عشقه عشق
۵ سال پیشدخی بی احساس
1میشه به رمان ژانر معمایی هم اضافع شع:/😐😑
۵ سال پیش???
5وایییی قلبممممم تا حالا اینقدر سر یه رمان اینقدر هیجان زده نشده بودم😵 قشنگ قلبم اومد تو دهنم 😱 وای خداااا 😂
۵ سال پیش?
3ای جونمممم عاشقتم راستین
۵ سال پیشZahra
8راستین وحشی می شود😃عاقا شیر مادر حلالت زدی فک تامین رو آوردی پایین ایول😃😃ن دیگه کم کم داره ازت خوشم میاد راستین.... چنقده هیجانی😃😃ولی وی تا فردا شب در خماری به سر میبرد🤐😪
۵ سال پیشاکسوال
7من خیلی وقته که نیومدم بخونم.از همون اولین تیر اندازی الان اومدم خوندم سکته کردم چقدر جذاب چقدر هیجان انگیز چه اقایی از توی اون راستین سیاه دراومد.این طوری یهویی کلی بخونی خیلی میچسبه ایول مرجان جون😎
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Darkness lady
0تامیین کی بود؟؟شت شوهر خالش بود ک کمک کرد فرار کنه؟؟؟