پارت چهل و نهم :

چشم‌های بلوط پر شد.

_چی شده؟

_می‌گه می‌خواد صداتو بشنوه.

بلوط لبش رو گاز گرفت.

_حالش خوبه؟

_الان آروم‌تره.

مکث کرد.

_ولی تو رو می‌خواد.

بلوط دستش رو روی قلبش گذاشت.

_بلوط؟
_بله.
برزین چند ثانیه ساکت موند.
_چرا حس می‌کنم از من فرار می‌کنی؟

نفس بلوط بند اومد و چیزی نگفت.

برزین ادامه داد:

_اگه از چیز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    بلوط طفلکی این عشق داغونت میکنه کاش دل بکنی ازبرزین. سینا گزینه خوبیه برای فراموش کردن. ممنونم زیبا ودلنشین بود

    ۲ ساعت پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    مچکرم که نظرتون رو میگید

    ۲ ساعت پیش
  • محرابی

    0

    خواهش میکنم عزیزم وظیفه ست

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️