پارت چهل و هفتم :

ناخواسته ، لبخندی دندان‌نما می‌زنم و با ریلکسی تمام ریموت را فشار می‌دهم که دوباره تن مازیار به لرز می‌افتد و چشمان کسرا با خنده گشاد می‌شود.

-عه.‌.نکن دردسر عه!

و تا می‌خواهد ریموت را از دستم بقاپد آن را پشت کمرم می‌برم و با لبخندی لجوج می‌گویم:

-نمی‌دم...مگه نگفتی هدیه؟کسی هدیه رو پس می‌گیره؟

دستش در هوا خشک می‌شود و با تکان دادن سرش به عنوان تاسف دوبار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸ دقیقه پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
تصویر شخصیت کسرا در رمان رقص آتش کسرا
تصویر شخصیت اصلان در رمان رقص آتش اصلان
آخرین نظرات ارسال شده
  • ...

    0

    ای من قربون خشونت این بچه برمم. دستور چیه بانو؟؟دستورر؟؟بانوو؟؟میشه من این بشرو بدزدم؟قلم بی نظیر🤌🫠

    ۱۲ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️