رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت چهل و ششم :
در ابتدا بوی خنک و نسبتاً تلخ عطر کسرا در بینیام میپیچد و بعد با بوی گس خون و آهن ترکیب میشود .
بی سر و صدا وارد اتاق میشوم و در را با کلیک کوتاهی پشت سرم میبندم .
در مقابلم یک راهرو کوتاه میبینم و از آن عبور کرده و در امتداد آن به سمت چپ میپیچم و این بار میتوانم آن را ببینم !
مازیار با همان صورت نیمه سوخته که دستپخت من در سوله بود ، روی یک صندلی آهنی نشسته و
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانیه
1چرا باید سر یه جمله مازیار جان دهنم عین اسب آبی باز بشه و بخندم ؟ 🤣🤣لعنت بهت کسرا دهن طرف و سرویس کردی بعد الان مازیار جاانن
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
بالاخره ادب داره بچه😑😂🎀مازیار مهمونه الان...مثلا
۴ هفته پیشهانیه
0تفف 🤣🤣مهمون اخهه دلم نمی خواد حتی عید دیدنی هم برم خونه کسرا اینا
۴ هفته پیشهانیه
1نچ نچ نچ انای هول .. بچه فقط دکمه هاشو باز کرده خوردیش کهه
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
اومده ایران چشم و گوشش بسته شده...دست خودش نیست😔😂
۴ هفته پیشهانیه
0هنر نزد ایرانیان است و بسس😂✨💖
۴ هفته پیشهانیه
0دوست پسرای مردم کادو هاشون : آیفون هجده ماشین. دوست پسر آنا بدبخت و من بدبخت تر از اون : بیاا دستگاه شکنجه. البته من که ندارم ولی اگه پیدا شد کاش اینجوری باشه
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
دستگاه شکنجه دوس داری؟😔😂🎀کیو میخوای باهاش شکنجه بدییی؟
۴ هفته پیشفرنگیس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
بالاخره کسی که میخواد رمانو بخونه...اول فکر میکنه مازیار مرده دیگه...حالا به هر حالل...میفهمیممم💪🏻😂
۴ هفته پیش∝∝∝∝∝∝
1نگاه کن خیلی خیلی بده که بخواهی بزندی پارت بهد ولی نوشنه باشه بزودیی خیلی بدهه
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
الهی🫠🔥
۴ هفته پیشElina
0گلم عالیی بود 👏👏 خیلی هیجان دارم لطفا پارت بعدرو امشب بزارر 🪻🪻🫨 مرسیی🩷
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
خوشحالم دوستش داشتی🙂↔️✨️
۴ هفته پیشZiba
0هیجان داستان تازه شروع شده😁قلمت فوق العادس عزیزم🙏
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
خوشحالم دوستش داری گلی🙂↔️✨️
۴ هفته پیشبورا
0میشه پارت های طولانی تری بزاری عزیزم 🫶
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
عشقم هر پارت حدودا ۱۰۰۰ کلمهست🥲🎀جداً بیشتر نمیتونم...مخصوصاً الان که مدارس داره باز میشه
۴ هفته پیشفرنگیس
5وایی دستگاه شکنجه رو هدیه داد بهش 🤣🤣 عالین عاالیی مهسا جونی اون دستگاه شوک برقی چیزی به مازیار وارد میکرد ؟! دمت گرم عالی بود
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
اره...دستگاه شوکه...حالا تو پارت بعدی دقیقا میفهمین دستگاهه چیکار میکنه😂
۱ ماه پیشفرنگیس
1منحرف شدم 😃
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
ای بابا..در چهمورد؟کمکی ازم برمیاد؟🎀😂
۱ ماه پیشفرنگیس
1خب نه ببین آخه گفتی تو پارت بعد بیشتر با دستگاهش آشنا میشیم و اینکه دستگاه شوکه .. خب منحرف شدم دیگه حیحیحیحیحی 😃
۱ ماه پیش...
1وای من همرو میخوام مخصوصا کسرا رو قربونش برم ایشالا شاهد پیش مرگش بشه
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
همگی بگید ایشالا🙏🏻😔
۱ ماه پیش...✨
1مهسا جونی دیدی یه کاری کردم بچه هاتو برا فروش بزاری؟؟😂اول از همه کسرای منو پست کنید لطفا..یه پویانم می خوام،یه آنا هم بهش اضافه کنید😂 خیلی خوب بود این پارت.رسما نیشم تا بناگوش باز شد احساس میکردم پوست لبم داره باز میشه از هم😂🤌
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
هعی که آتیش زدم به مالم💔بابا من خودم داشتم مینوشتمش مسابقه هر کی نخنده گذاشته بودم☺️😂
۱ ماه پیشآرتمیس
1ببین اصلا کاری به متن و.. ندارم اصلاا فقط اونجا که گفت خب بریم از اول .. اصلاً تو نخش موندم 😂😂 فکردم فقط خودم این بیماری رو دارم .. الان فهمیدم از هر بیماری یه تیکه اش تو وجود انا ست 😅 دختر عالیی بود
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
😂😂تو مغزش یه بانو هست...یه آنا! اینا باهم تو جنگن💅🏼😂
۱ ماه پیشفرنگیس
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
کسرا نیاز به خشونت کلامی نداره😂💅🏼
۱ ماه پیش...
1ماچ بهت دختر مثل همیشه عالی منتظر پارت بعدی🤗🤗🥳
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فدای تووو☺️🎀
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ریموت دست کسرا
1وای انا لنقد هولی بچمو خوردییس