پارت هشتاد و ششم :
***
از دید آرام
پلکهایم باز نمیشوند. چنان سنگین و چسبندهاند که باز کردنشان تقلایی دردناک و ناممکن به نظر میرسد. مغزم زیر هجوم نبضهای تند و کوبندهای میسوزد؛ دردی زقزقکنان که از پشت کاسهی سرم تا عمق شقیقههایم تیر میکشد.
حس میکنم گلویم از خاکستر پر شده، خشک و سوزان است. هر چند دلم میخواهد... در میان این گیجیِ غلیظ و سنگینی رخوتانگیزی که بندبند تنم را
مطالعهی این پارت حدودا ۲۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نگین حلاف | نویسنده رمان
آره خب این که مشخصه
۲ هفته پیشدریا
1احساس باقی مونده آرام به آراد،مربوط به داراس..جوری که آرام به دارا علاقمند شد،هیچ *** نشد:))
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
برم بمیرم :))
۲ هفته پیشTara
2آیا باید این رفتار لیلا رو باور کنیم نگین جونم؟!😕
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
آی دونت نو
۲ هفته پیشTara
2راستی آراد بدبخت الان امین آباده؟ نگین بلایی مونده سر اینا نیاری دختر؟😐😭
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
بعلههه. دیگه حالا اونو در جریان نیستم. خواهیم دید چه خواهد شد
۲ هفته پیشTara
6شرمندگی لیلا واقعا منو یاد این تکست می ندازه: و سپس گفت «ببخشید» و من فکر کردم که؛ مگر ببخشید را نباید به کسی گفت، که در خیابان به او تنه زده ای؟ نه کسی که قلبش را تکه تکه کرده ای!
۲ هفته پیشهاناکو
0این جمله رو با طلا باید بنویسیم🙏🏼🙏🏼
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
قشنگ بود🫠
۲ هفته پیشنیا
1گویا آقای منش بزرگ لیلا رو رها کرده و لیلا برگشته سراغ کنترل آرام. ای آرام بختت.هرکی تو زندگیته میخواد کنترلت کنه
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
چه خوب گفتی
۲ هفته پیشهاناکو
0بلااخره، یه سوال؟ یعنی قبل اینا نمی دونست عاشق آراده؟ خیر سرم گفتم آرام باهوشه😑
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
انکار و غرور🤌🏻
۲ هفته پیشترنم
0خسته نباشی عزیزم مثل همیشه عالی و خفن بود💜
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فدات بشم خوشگلههه✨️
۲ هفته پیشترنم
0میخوام برگردم به روزایی که آرام دکتر تو مطبش کار می کرد چه زود گذشت💔
۲ هفته پیشترنم
0حس آرام خیلی بده که بلاتکلیف و سرگردانه نمیدونه با خودش چند چنده شاید منم حس آرام رو داشته باشم در رابطه با اراد:))
۲ هفته پیشترنم
0واقعا اون زمان دارا خیلی کراش و معصوم بود از کجا معلوم بود آخرش اینجوری میشه💔
۲ هفته پیشترنم
0قلبم برا آراد 3 مچاله ست ولی هرچه از آرام دور تر باشه خوبه چون زندانیش میکنه و آرام خود به خود اذیت میشه💔
۲ هفته پیشترنم
0واقعا پشم ریزونه این رفتارای لیلا..قبلا اگه تو روز برفی ولش نمی کرد الان وضع هیچکدوم وخیم نبود
۲ هفته پیشترنم
0نکنه اون عکسایی که آراد نشونش داد فتوشاپ باشن و بهشم پول نداده باشه و لیلا داشته دنبالش میگشته
۲ هفته پیشترنم
0به چی تارخ دل بستی آرام؟اون ببینه تو رو زنده نمیزاره فک میکنه مقصر هرچی خودتی
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

Zeyn
0حس میکنم اینکه لیلا اونجوری با آرام حرف زد و میخواست بفرستتش پیش باباش اصفهان برا این بود که از آراد دورش کنه،چون یه بار وقتی آرام تو خونه خودشون پنیک کرد خیلی نگرانش شد