دولیو به قلم آرزو شریفی
پارت چهارم :
با دلخور کیفش را روی میز برداشت و باز ادامه داد
- احساس میکنم دیگه اصلاً نمیشناسمت، چند وقته خیلی عوض شدی اونقدری که گاهی فکر میکنم فقط چون خودت نتونستی وارد این تیم بشی میخوای منم بیخیالش بشم؟... گیر دادی آنا آدم بدیه و توی ذهنت ازش یه بیمار ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مامان عسل
0الهه چرا برای دلوین باید این همه حرص بخوره ، درک نمیکنم خودش از آنا ضربه خورد درست..ولی دلیل نمیشه که مانع دختره بشه