پارت پنجم :
آرام در را باز کرد و همزمان از پشت سر تیکهی غلام را شنید که با لودگی همراه بود:
_ برو نترس مااینجاییم...
وقتی وارد شد زرین پشت میز نشسته و در حال شمردن و مرتب کردن سکههای ریالی و اسکناسهای مختلف مقابلش بود. همزمان که به دخترش نگاه می ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

..م
1ای لال بشی زنیکه،راه که نیست،چاه پول درآوردن رو یادش ندی،بچشم می خواد سگ دست آموز خودش کنه اینقدر چسبیده بهش 😠