تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت هشتاد و هفتم :
دوست داشتم به او که اینقدر حق به جانب صحبت می کرد، بگویم .... نه ترانه، نفس عمیق بکش. البته اگه نفس عمیق هم مشکلی نداشته باشه.
-متوجه شدم. حالا میشه تشریف ببرید بیرون می خوام تنها باشم و به کارهای بدم فکر کنم اگه اجازه بدید.
-اصلاً متوجه نمیشی که چقدر کارهات اشتباهه؟
-چرا کیوان جان متوجهم. گفتم ببخشید. دیگه چه کار کنم؟
-پسرم خودتو ناراحت نکن. این دختر تربیت درستی نداشته. تا وقتی ه

لطفا صبر کنید...

آنا
0از خانوادش خیلی بدم میاد