پارت صد و بیست و چهارم :

هلگورد چرخید و نگاهش کرد. نگفت جانم، فقط نگاهش کرد. فرشته دل‌خور نشد. چون حس می‌کرد هلگورد مردِ لفظ‌های عاشقانه نیست. در لفظ زیاد رمانتیک نبود و حرف‌هایش را هم غیرمستقیم می‌گفت. شاید چون غرورِ مردانه‌اش کمی زیاد بود و هنوز عادت به زدن این حرف‌ها نداشت.

لفظ نمی‌آمد، اما پای عمل که به میان می‌آمد، رودست نداشت. مثل دیشب که برای فرشته خواستگار آمد. هلگورد جلوی او مخالفتی نکرد و ح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️