پارت هشتاد و چهارم :
تمام میشوم. به همان مرز نابودیای میرسم که در چشمان اون دیدهام. هقهقهای لرزان و بیصدایم، مانند بندی که از هم گسسته باشد، در گلویم میترکند. اشکهایم، بی هیچ حصاری از چشمانم سرازیر میشوند و صورتم را به تلاطم میاندازند. آخرین واژهای که در عین بیهوشی به زبان آورد، نام من بود. به همراه میم مالکیت همیشگیاش.
تارخ، همانجا، روی خردهشیشهها به زانو میافتد؛ دست مجروح
مطالعهی این پارت حدودا ۳۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نگین حلاف | نویسنده رمان
فرنی بیا بزنیمشششش
۲ هفته پیشنیا
1زدن کمه.دوست دارم بدمش دست موجود ادغامی گوگولیمون
۲ هفته پیشفاطمه زهرا
1چقدر حق گفتی نیاجان،چقدرر حقق بودد چقدردزتنسنصنصحصنصننص
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
فرنی کارش درسته
۲ هفته پیشفاطمه زهرا
0بنده این وسط فقط میتونم آدونیس رو با آرام شیپ کنم..راستی مانیار چی شد
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
چرااا واقعااا؟ مانیار ایشالله توی واریاسیون باز میبینیدش😂
۲ هفته پیشفاطمه زهرا
0از اونجایی که از داراد اصلا خوشم نمیاد و فقط میتونم واسه ی این شخصیت جدید ناراحت باشم و برای بیگناه قربانی شدن آراد غمگین باشم..ولی چرا هیچکس توجه نکرد که آراد چقدر ظالمانه نتونست زندگی بکنه و چقدر بی رحمانه از دستش داد و همشم تقصیر بقیه بود؟🙂
۲ هفته پیشسارا
0ادونیس اینجا خیلی تیکه های قشنگ میپروند البته که حالت صورتش ثابت بود ولی تو رمان دلیما فقط در مقابل با توهم عشقش میخندید یا خوشحال بود بقیش همش همینجوری یخ بود دلم برای هر چهار شخیت میسوزه حالا عرفانو میدونیم میرسه به عشقش بقیشون نامعلوم تارخ کسیو نداره 💚
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
تعیین تکلیف میشن ایشالله😂🤝🏻
۲ هفته پیشStella
0وایی آدونیس😂😂کاش یه رمان هم براش بنویسی خیلی خوبه راستی از تارخ و عرفان متنفرم هردو احمق به درد نخورن😒😒
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
الان گریه میکنمممم... آدونیس خان رمان دارن، شخصیت اصلی رمان دلیما و گورستان پیوندهاست❤️✨️
۲ هفته پیشنیا
1(بهش دست بزنم.. زیدش یهو تبدیل به هیولا نمیشه؟) واقعا تو همچین شرایطی ترجیح میدی اینکارو کنی آدونیس؟
۲ هفته پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
از آدونیس این کارا و حرفا بعید نیست
۲ هفته پیشنرگس
0وای بردنش..چرا نمی برنش تیمارستان خصوصی؟چرا امین آباد آخه
۲ هفته پیشنرگس
0تارخ توهم مریضی؟خودت میای نجات آرام بعد الان غش کرده میگی بهش دست هم نمیزنم؟برو بابا
۲ هفته پیشنیا
1"هیچ درمانی وجود نداره" خوب تو با اون متدهای ادغامی چرت و پرتت این موجود چندتیکه رو ساختی. وگرنه همون دوشخصیتش که قابل کنترل بودن.
۲ هفته پیشنیا
2امین آباد؟ مگه عروسکه که تو روش های پزشکی و معجزه های غیرطبیعیتو روش آزمایش کنی و بعد که به نتیجه نرسید عین یه آشغال بندازیش دور و بری سراغ بدبخت کردن کیس بعدی.
۲ هفته پیشنیا
1یعنی عرفان یجوری گند زده که خودشم میدونه بدون خونریزی جمع نمیشه
۲ هفته پیشنیا
1تارخ میگه من و آراد تو بیست و اندی سال یقه ی همو نگرفته بودیم.تارخ جان این آراده؟ دارا با تو کنار نمیومد.اتفاقا با دارا دست به یقه هم شده بودید.بعد الان توقع داری با این دوست گوگولی ادغامیمون دست به یقه نشی. البته این دیگه گوگولی نیست.غوغولیه
۲ هفته پیشنیا
1آرام چقدر بدبخته. از مامانش که میخواست بفرستتش پیش باباش فرار کرد گیر یکی بدتر افتاد.بعد تصادف کرد گیر یکی بدتر از همه افتاد
۲ هفته پیشنیا
1البته حقیقتا فکر نمیکنم داروی بیهوشی آنچنان اثری روش بزاره. دارا هم بهش داروی بیهوشی تزریق شد ولی در همون حالت نیمه بیهوش رفت بیمارستان پیش آرام.این دوستمون که وسواس آراد روهم داره قطعا کارای بیشتری ازش برمیاد
۲ هفته پیشنیا
1درست مثل یک صحنه تئاتر شد.اون خشم بی پایان، اون کنترلگری غیرطبیعی حالا به ساکت ترین شکل ممکن بیهوش شده.
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

نیا
4هرچی میکشی زیر سر همین دختره ست؟ببخشید؟ کی اول شروع کرد استاک کردن؟کی خودشو بزور وارد نمایشنامه کرد؟ کی خودشو چسبوند به آرام؟کی با ماشین زد به آرام؟کی آرام رو زندانی کرد؟