گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و سی و دوم :
نسیم بهاری زیر سایهی ابرهای مهربان عصرگاه، خنکای لذتبخشی داشت؛ اما آیا کسی بود از این نسیم لذت ببرد؟ صامت آهنگر که نه! یادش نمیآمد آخرینبار کی وارد آهنگری شده و درش را تخته کرده بود. از درش که بابک شکسته بود، گذشت و وسط آهنگری دودآلود که بوی کهنگی سنگ و آهن سرد در فضای خفهاش پیچیده بود، ایستاد. آفتابی نبود که از چهارچوب به قامتش بتابد، سایهای شاید به سنگینی حضور خود در زندگی خا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0اولین نفری که نمونه کامل شیطان درزمین روبهم فهموندوخیلی اولین های دیگه که خودش یه پارته..امااین کاش الان نوشیدیم مخ نازنینوداشتو گول این یه چشمونخوره دلم نمیخوادنوشادحالاکه اینقدگوگولی شده دوباره ازچشم بیفته وجزاون اگه کاری کنه نقشه من برای زوج شدنش باسایدابهم میخوره حیفه
۱۳ ساعت پیشآرزو
0توعمرم فک نمیکردم کسی روبشناسم که اینقدچرت بگ صامت راست میگه توهمه چیزاولینه منتها نه برانازنین برای خواننده های گلگونه اولین نفری که وقتی یادرمان گلگونه میفتم میخوام خفش کنم اولین نفری که دیدم نسبت به شخصیت خبیث دررمان هارو۳۶۰درجه عوض کرداولین نفری که اگه جاداشت بادل وجون حسابشوکف دستش میذاشتم
۱۳ ساعت پیشمعصومه
1واقعا حق گلگونه میلیونی شدنه✨💅 انقد که از همه لحاظ کامله و از هر زاویه ای ببینیش نمیتونی هیچ ایرادی روش بذاری بس که همه چیش حرفه ایه، حتی نویسندشم یه خانم خوشگل مهربون و مسئولیت پذیر به اسم مهدیه ست که همیششه و در همه حال همه کارا و نوشته هاش درجه یکه و کامل درست عین خودش😎🔥💅
دیروزمعصومه
0منی که موندم تو کف ادامه و دارم با خودم دو دوتا چهارتا میکنم ببینم چقدر تا پنجشنبه مونده، ظاهر حسابم میگه پنج روز ولی باطنش یه قرنهه😭 تازگیام پارتا همش جای حساس کات میشن رسما میمونم تو خماری تا پارت بعدی بیاد😭 مهدیه عشقم به نظرم میتونی رو مقوله ی پارت هدیه بیشتر و دقیق تر فکر کنی، مگه نه🙄😂🎀
دیروزمعصومه
0از هر ده تا چرت و پرتی که این پارت صامت گفت بیست و هشت تاش مزخرف بود. یارو رسما یه متجاوز بی آبروی انتقامجوی ترمز بریده ست که برای رسیدن به انتقام کذاییش بابت بلایی که خودش متهم ردیف اولشه افتاده به جون همشون داره دهن مهنشونو سرویس میکنه، دیگه بلا موند سرشون نیاری مردک؟ بسه دیگه، یه جا وقتشه بمیری
دیروزمعصومه
0وای.. حالا خوبه بیاد کل ماجرای گذشته رو برای نوشادم تعریف کنه.. البته من از خدامه یه نفر پیدا شه پاشو بذاره رو خرخره فرخ یه جماعتی و از شرش خلاص کنه ولی مشکل اینه حرفای صامت یه سرش میرسه به کیسان، یعنی کاش فقط فرخ بود، این مرتیکه گاومیش پلشت داره نوشاد و علیه کیسانم پُر میکنه خدا میدونه چی تو سرشه
دیروزمعصومه
0حالا اومده برای من خاطراتش با نازنین و مرور میکنه؟ میخواد نسل کُشی راه بندازه؟ برو کنار بذار باد بیااد بابا.. صامت حتی قبل از ماجرای اون انبارم رفته رفته خودشو از چشم نازنین انداخته بود چون داشت نشون میداد مرد موندن تو روزای سخت نیست و موقعیت بد شه رنگ عوض میکنه باز با این حال نازنین پاش موند
دیروزمعصومه
0و بازم خودش بود که خراب کرد.. الانم که باز زبون عشقش به نازنین مالکیته! دختره مال منه! واسه من ساخته شده! مرتیکه در جریانی که نازنین خونه و ماشین نیست و انسانه؟ نیاز دارم همینجا نوشاد پرتش کنه تو اون کوره و بعدم کوره رو روشن کنه، باور کن با یه دیس ایز دی اِند کار تمومه همینجا، فرخم یه کاریش میکنیم
دیروزمعصومه
0صامت یه جوری داستانو تعریف میکنه که من اگه شخصا یه دور گلگونه رو نخونده بودم و فقط اتفاقی این پارت و وا میکردم احتمال داشت بگم آخی ببین چیکارش کردن که اینجوری روانی شده! البته حالا من منکر غلط فرخ نمیشم (هرچند بهترین کار ممکن بود🎀)ولی باز تقصیر خودشم بود، فرخ داشت اذیت میکرد ولی صامتم خودش خراب کرد
دیروزمعصومه
0به جای اینکه عین آدم وایسه کنار نازنین و براش بجنگه ترسو عقب کشید و نازنین و سور کرد، اگه واقعا رگ غیرتی داشت که سر ماجرای کیسان بزنه بیرون خودش با نازنین میرفت اهواز و با کیسان حرف میزدم، کیسان گذشتن بلد بود، میکشید کنار ولی صامت حتی اینکارم نکرد. حتی ابزار انتقامشم باز سایدای بیچاره بود
دیروزمعصومه
0بچم نوشاد و غیرتش سر سایدا رو قربون که اونجور گفت با وجود فاصله بینشون بخاطر فرخ بازم سایدا خواهر کوچیکشه🥺✨ اگه یه ذره.. فقط یه ذره از غیرت این بچه رو این صامتِ بی غیرت داشت که الان حال و روز اهل گلگونه این نبود، یعنی خداشاهده همشون هرچی میکشن از بی غیرتی سر به فلک کشیده ی فرخ و صامته، سیب زمینیا
دیروزمعصومه
0من که میدونم تو جمجمه صامت جای مغز کاهگِل گذاشتن ولی نمیتونم ثابت کنم🍃 میزان نفهمی و پیاز بودن این بشر تو باورم نمیگنجه. ببین خودش میخاره ها تا کیسان بزنه اون یکی چشمشم کور کنه، به نظرم وقتشه کیسان یه اقدامی برای فلج کردنشه کنه، فرخ گفت نکشتش فقط نگفت کاری نکن روزی هزاربار آرزوی مرگ کنه🙄😂🍃
دیروزمعصومه
0کاش نازنین به نوشاد از عشقش به کیسان میگفت.. الان نوشاد فکر میکنه لابد نازنینم سه ساله به اجبار با کیسان زندگی میکنه و چیا که مثلا تجربه یا تحمل نکرده. همینجوریشم نوشاد بخاطر یاسمین با کیسان تو قیافه بود که حقم داره تا حدی ولی صامت.. صامت عوضی داره هیزم به تنورش میریزه که داغش کنه بدتر
دیروزمعصومه
0واقعا.. خودش بس نبود که الان نوشادم داره پُر میکنه؟ اونم با چه مزخرفاتی! نازنینم سه ساله داره وضعیت سایدا رو تحمل میکنه؟ میخوام یه چیزی بگم ولی حرف آخر من حرف بی تربیتیه، حرف بسیار بسیار زشتیه که جالب نیست من اینجا مطرحش کنم، مودمم مود اون استیکر گربهس که خودت میدونی کدومو میگم مهدیه دیگه من نگم🙄
دیروزمعصومه
0صامت دیگه با اون یه چشمش رسما شبیه پلانکتون شده، بعد هنوزم دست از سر کیسان برنداشته تازه داره یه بازی کثیف دیگه رو باهاش شروع میکنه.. من نمیدونم چرا بین این بدبختیای کیسان چرا یه بارم و ناگهان نوبت صامت نمیشود؟😒😂 که خداوند با دستانی پُر نور تمام نبودن ها را جبران کند با رفتن دستا تو حلق صامت🙌
دیروزمعصومه
0یعنی خودش جفت پا شیرجه زد تو زندگی سایدا و الانم داره شنای قورباغه میره بس نبود؛ رسما داره از نوشادم یه شریک جرم میسازه با ندونسته هاش گولش میزنه که اونم بندازه به جون کیسان و فرخ.. حالا من با فرخ کاری ندارم ریختن خون اون رو زمین حلاله، یه بوزینه نر انسان نما رو زمین کمتر؛ ولی کیساان..
دیروز
لطفا صبر کنید...

آرزو
0مهدیه جون بذارحداقل آخررمان دوتازوج سالم خارج شن والااینجوری که صامت داره نسل کشی میکنه میترسم بجانسل بختیارنسل خودشونفله کنه🤣🤣