سیاه زخم به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفده :
کیش زیادی گرم بود.
شرجی و غیر قابل تحمل!
رطوبتِ توی پیراهن سفیدش، حالش را به هم میزد.
از پس عینک آفتابیاش، به آبهای خلیج فارس نگاه میکرد و به کشتیهای باری.
- معمولاً محمولهها مستقیم از همین مسیر تخلیه میشن آقا!
مرد کنارش توضیح میداد و هومن سر تکان میداد.
حرکت قطرات عرق را کنار شقیقهاش حس میکرد.
نگاهش را روی جرثقیلها گرداند. کارگرها میان کانتینرها م
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
2وای ناخوداگاه منم گرمم شد،کیش واقعا جای مسافرت اونم دو سه روزه ست برای زندگی کردن صبر زیادی باید داشته باشی
۲۳ ساعت پیشترنم
0تحمل زیاد در واقع!
۲۰ ساعت پیشترنم
0یعنی بخاطر کینه همایون،قراره زندگی درسا تیره و تاریک بشه الکی تاوان پس بده و بشه زن هامون؟وای روانی شدم یعنی چیی
۲۳ ساعت پیشترنم
0چرا سربار اصلا؟خب داشت اونور دنیا زندگیشو می کرد و کاری هم نداشت،چرا پیداش شده عجیبه
۲۳ ساعت پیشترنم
0مطمئنم برا هومن پاپوش دوخته از اونجایی که همایون میگه انگاری هامون جوری از هومن تعریف می کنه که همایون احساس سربار بودن میکنه
۲۳ ساعت پیشترنم
0حضورش به مذاقم خوش نیومد به اندازه هومن هم به دل نمیشینه و بنظرم قراره منفورترم بشه
۲۳ ساعت پیشترنم
1من میگم این بچه خوبی بنظر میرسه و با اقبال هم مشکلی نداره عموشم به فکرشه،مرض داره بیاد خیانت کنه؟
۲۳ ساعت پیشترنم
0بنظر منم اون کسی که درسا گفته چرا نابودش نمیکنی همین مرتیکه همایونه
۲۳ ساعت پیشترنم
1بنظرم رابطه هامون و هومن رو به هم میزنه یه جورایی و هومن هم میشه آدم بده!
۲۳ ساعت پیشترنم
1از اونجایی که هامون فقط از هومن پیشش تعریف میکنه و براش محبوبه همایون کینه به دل گرفته
۲۳ ساعت پیشترنم
1یه جوری از گرما گفتی من واقعا عمیقا خوشحالم که پاییز داره میاد😂😂
۲۳ ساعت پیشترنم
1خسته نباشی عزیزم ممنون بابت پارت جذابت💜✨
۲۳ ساعت پیشترنم
0ببین واقعا قیافش جذابه ها ولی خیلی عوضی و علاف به نظر میرسه😂
۲۳ ساعت پیشترنم
0از حالات هومن متوجه شدم از همایون بدش میاد حوصلشو نداره کلا!
۲۳ ساعت پیشترنم
0هعی هومن فکر نکنم بتونه به این زودی فراموش کنه..
۲۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون ازپارت زیباتون. پس همایون خان هم رویت شدن ببینیم چه جورآدمیه به نظربیخیال وخوش گذرون هست