رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت چهل و پنجم :
با کمی گیجی گفتم:
-ا...از قرصهای من؟ آ...آره اونا دوز...دوزشون یکم...خیلی بالاعه!
و بعد قاشقم را در بشقابم رها کردم.
میتوانم بگویم فقط غذا را حیف و میل کردهام!
حدود دو کفگیر برنج در بشقابم مانده بود ولی دیگر اصلاً اشتها نداشتم...
پس بشقاب را برداشتم و در حینی که به سؤال قبل آرشام پاسخ میدادم، آن را روی اپن سنگی گذاشتم:
-با کمتر از این نمیتونم
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
هانیه
0مشتاقم برم پارت بعد تا ببینم چه کرده کسرا گوزو ( واکنش کسرا با اون ابهت و لقبی که من بهش دادم :😑)
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
عی تف...چرا هر کاری میکنم این لقبو ول نمی کنین؟🙄😂
۴ هفته پیشهانیه
0قبول حتی اگه ته ته وجودش هم یه بلک فلگ یا حتی رد فلگ باشه بازم این لقب بهش میاد ؟😅😂
۴ هفته پیشهانیه
0اوخیی بچم آرشام روحیه اش لطیفهه😊🫣💖✨
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
گوگولی😔🤏🏻
۴ هفته پیشهانیه
0واقعا میگم فکرش هم نمی کردم کسرا یه همچین سایدی داشته باشه
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
کسرا؟کسررررااااا😂💔
۴ هفته پیشهانیه
0کسرا ؟ پفک خور ؟ تو کجا فیس ات به این کارا میخوره ؟ لات شدی برا من ؟ برا آناا
۴ هفته پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
😂😂
۴ هفته پیش༊༊༊
1چرا من دارم مشکوک میشنمم چرا اینا دارن مشکوک رفتار میکنن نکنه بلایی سر انا بیارن
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
اهم...فقط میخوام کم استرس بکشین...از پایدارا نترسین...اینا خیلی گوگولین☺️💪🏻😂
۱ ماه پیشZ.k
0خوب خوب داره اتفاق های جالبی میافته
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
داریم وارد اون قسمتای جذاب میشیم☺️🎀
۱ ماه پیشزهرا
0عالی بود. خسته نباشید.قلمت زیباوماندگار😇🙏👏
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
بمونی برامون🙂↔️🫶🏻
۱ ماه پیشElina
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فعلا انتظار بکشید ببینیم دنیا دست کیه😂💪🏻
۱ ماه پیش...
3مهسا جون نمیشه یه کسرا سفارش بدم برام کادو پیچش کنی بفرستی برام هرچی هم خواستی میدم (به نظرم همه یه کسرا تو زندگیشون باید داشته باشن🤭🤭)
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
😂😔🔪
۱ ماه پیششهناز
1سلام عالیه فقط کاش بیشتر پارت میذاشتین
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
پارت گذاری روی تایم انجام میشه🙏🏻
۱ ماه پیشعسل مامان
7کاش شاهد و میاوردن همراه با مازیار شکنجه اش میدادن ،آنا تکه های آدما رو دید براش شکنجه مازیار چیزی نیست
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
هعی...چقدر خوب میشد اینجوری😑🙏🏻
۱ ماه پیشآرتمیس
1وایی دختر دمت گرم اما مطمئنم تا این رمان تموم شده روانی میشم از شدت هیجان و فضولی.. عالیی فقط اونجا که دفتر و خودکار میخواست واسه آموزش شکنجه😭😂🫶🏻
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
فدای تو عزیزم🙂↔️🎀
۱ ماه پیش...
2عاا.یکی کسرا رو واسه من خواستگاری کنهه.میخوامش..وای عالین..از آرشام توقع داشتم مغرور تر و سنگین تر باشه ولی خب بازم جذابه ولی کسرا..درنیمبذنیپبدبدنی.کسرا رو بدهید من برم(روانیم نیستم بنده مدیونید فکر کنید از خشونت خوشم میاد) رمانت عالیه خوشگله✨🤌
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
عیبابا😑شخصیتا رو بزارم برا فروش؟اینجوری یه کسب درآمدیم هست😂🎀
۱ ماه پیشZiba
0سلام نویسنده عزیز خوش ذوق امیدوارم همیشه بدرخشی و رمان های بیشتری بخونیم ازت قلمت مانا
۱ ماه پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
مرسی عزیزم 🎀 امیدوارم بمونی برامون🩷🙂↔️
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

.
0وای کسراا چقدر روحیش لطیفهه ارشامو خوداا گوگولی