پارت هشتاد و سوم :

سکوت کوتاهی آن سوی خط برقرار می‌شود؛ انگار تارخ چند لحظه گیج می‌شود تا صدای لرزان و ضعیف مرا تشخیص دهد. بعد، با لحنی شتاب‌زده و ناباور می‌گوید:
- آرام خانوم... شمایید؟
دستم را به سینه‌ام فشار می‌دهم تا ضربان بی‌قرار قلبم را مهار کنم. با صدای آرامی که از میان لب‌های خشکیده‌ام بیرون می‌آید، می‌گویم:
- بله.
صدای نفس‌های بریده‌بریده‌اش توی گوشی می‌پیچد:
- آراد کجاست؟<

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    1

    اخ قلبم🥺🥺 بگردم برای دوتاشون😭 بیچاره آرام، اون ننه گور به گوریشم معلوم نیست کجاست

    ۴ ساعت پیش
  • دلارام

    1

    کاش زودتر اراد درمان بشه و ارام دوباره بخواد ک کنارش باشه

    ۴ ساعت پیش
  • دلارام

    0

    واقعا چقدر سخته این بیماری امیدوارم هیچکس دچار همیچین بیماری دردناک و تلخی نشه واقعا چقدر دلم واسه اراد و ارم میسوزه اینجوری هیچوقت نمیتونی اونجور که میخوای عاشق کسی باشی و بدتر اون کسی که عاشق این ادم میشه هست ک نمیدونه دچار چه عشقی شده

    ۴ ساعت پیش
  • لاله

    0

    امیدوارم آراد حالش خوب بشه قلبم بدجور به تپش افتاد😑نگین جون توکه کشتی مارو😕

    ۵ ساعت پیش
  • مریم

    0

    امیدوارم دوباره دوشخصیتی بشه و با آرام ازدواج کنند آخه ارام کلا دوستش داره ولی شخصیت ها ی ادغام شدش اخلاقای بدی داره .نمیدونم چی میشه فقط امیدوارم پایانش خوش باشه .ممنونم عزیزم بابت پارت 💋😍❤️👍🏻

    ۷ ساعت پیش
  • ....

    0

    بگردم برای آرام که از بعد کما اینقدر عذاب کشید.

    ۸ ساعت پیش
  • ....

    0

    یا اینکه از این شخصیت اصلا خوشم نمی اومد اما لحظه آخر دلم براش کباب شد🫠

    ۸ ساعت پیش
  • ...

    0

    عرفان با این کارت به جایگاه قبلیت برگشتی مشتی 😂

    ۸ ساعت پیش
  • دریا

    2

    کاش از زمانی که آراد چشم هاشو باز میکنه،دارا و دکتر منش برگردند💔

    ۹ ساعت پیش
  • هاناکو

    2

    من هم آخرین لحظه فکر کردم تارخ نمیخواد بیاد،اما انگار داشت با عرفان هماهنگ می کرد. عرفان من بخشیدمت برو با پیوند عشق و حال

    ۱۰ ساعت پیش
  • هاناکو

    2

    ادغام ناقص بوده..پارت بعد برام غیر قابل پیش بینی شده. من نمیخوام شبت آرام تموم بشه 💔

    ۱۰ ساعت پیش
  • هاناکو

    1

    جنون داراد کاملا از دیالوگ ها مشخص بود..آرام مال منه، آرامم دارن جدامون میکنن. تا آخرین لحظه فکرش پیش آرام بود، نباید معصوم باشی آراد نمیتونم این ساعت برای تو هم گریه کنم😭

    ۱۰ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    الان میتونم تصمیم نهایی راجب داراد بگیرم..خب خب! به شخصه با مرد های بدبین کنار نمیام حالا اگه از سر تعصب یا همچین چیزی باشه.کراش من نیستی داراد جان، و اینکه اشک تارخ و آرام رو در آوردی یادم میمونه

    ۱۰ ساعت پیش
  • هاناکو

    1

    آدونیس؟ آدوونیس؟ برگام! واجب شد برم جدی اون یکی رمان بانو رو بخونم💅🏻

    ۱۰ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    از اشک های تارخ بغض گلوم رو گرفته😭

    ۱۰ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️