پارت نوزده :
اخم کردم و با حرص به بردیا نگاهی انداختم.
پسرهی بیتربیت رو ببین!
جلوی پسر مردم، آبروی منو میبره و هر چی دلش میخواد میگه.
البته... راستش رو بخوایم، خیلی هم بی راه نمی گفت چون من معمولاً وقتی شروع به وراجی کردن می کنم، خودمم نمی دونستم آخرش قراره به کجا برسه.
اما پسر ایتالیایی، برخلاف بردیا، نه عصبانی شد، نه تعجب کرد، نه حتی قیافه ای به خودش گرفت که بفهمم از حرف هام ج
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بابت تاخیر یه ساعته عذرمیخوام عزیزم. الان پارت جدید روی سایته
۱۲ ساعت پیشسیمین
0تمام مدت یه جو ترسناک دارک حاکم بود ولی خب نباید از اینکه این بدبخت روی تخت بسته شده فراموش کنیم
۱۷ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه🙃
۱۶ ساعت پیشمهری ماه
0چه قدر حس و حال این پارت خوب بود البته اگه به این موضوع فکر نکنیم که دختره بیچاره روی تخت بستن🥺🤧
۱۹ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب نه فعلا به اون قسمت فکر نکن😂
۱۸ ساعت پیشالمیرا
0کلکل هاش با بردیا منو یاد خودم و داداشم انداخت🤣
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🤭
۱۸ ساعت پیشالمیرا
0بهترین قسمت پارت اونجایی بود که درمورد زبان فارسی صحبت کرد. واقعا اگه یکی بخواد اصطلاح ها یا کنایه های ما رو مستقیم به زبون خودش ترجمه کنه حس میکنه ما ی مشت اسکولیم🤣
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کنایه های ما اصلا قابل ترجمه برای اونا نیست حالا بیا توضیح بده اتوکشیده یعنی چی😂
۱۸ ساعت پیشفائزه
0وقتی یادم میاد قلبم مچاله میشه🥺
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۱۸ ساعت پیشفائزه
0یه داداش نداشتیم اینطوری باهاش کل بندازیم😂😭ولی خندم وقتی میاد سر کل کل این دوتا یکهو یادم میاد این فقط خاطرات پرنیاست و خودص الان به تخت بسته شده و دارن روش ارمایش انجام میدن😭😭
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
داشتن برادر یه نعمته
۱۸ ساعت پیشپونک
0یعنی ممکنه اون خونه باعث بشه پرنیا اینطوری به دردسر بیفته؟🙃
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید🫠
۱۸ ساعت پیشسارا
0یعنی تک تک اون بحثا با بردیا منو باد خودمو داداشم انداخت😂خیلی خوب بود دستت درد نکنه❤️🫂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم🤍
۱۸ ساعت پیشحنانه
0یعنی میخوان با یاسمن چی کار کنن💀
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید 😉
۱۸ ساعت پیشسارا
0از دست پرنیا😂😂💔اقای اتوکشیده پسره بدبخت میگه من که اتو نکشیدم😂خب از کجا معنی اون جملرو بدونه
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱۸ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

حنانه
0کیانا جونم پارت بعدی کی میذاری؟ تا الان باید روی سایت میبود بذار زودتر دل تو دلم نیست😍😂