پارت نود و نهم :

میراث همون‌طوری که تکیه داده بود به درخت، خشکش زده بود. ناخودآگاه موزیک دوباره پلی شد و صدای ریز و نامفهومی از هدفون پخش شد.
قبل از این‌که میراث بتونه واکنشی نشون بده، نعنا سه چهار قدم فاصله گرفت. به اندازه‌ای که زنجیر اجازه می‌داد. میراث به سمت جایی که نعنا دستشویی کرده بود چشم چرخوند. جنگل برای این‌که کسی نعنارو درحال تخلیه ببینه زیادی تاریک بود. پدش هم عوض کرده بود،اما سوال این

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • هناسه

    5

    رمان که فوق العاده است مخصوصا الان که داره بی حیا میشه اما برا ما متاهل ها که در کنار شوهر حیا معنی نداره،اما پیام های دوستان هم خیلی جالبه و من دل درد گرفتم از خنده. موفق باشید سپاس

    ۱۲ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    عزیزممم، امیدوارم همیشه لذت ببری

    ۱ ساعت پیش
  • زهرا

    5

    ولی طنز رمان خیلی خوب و بجاعه من واقعا با صدا میخندم به این کاراشون خیلی خوب می نویسی دختر

    ۱۱ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    بوووس

    ۱ ساعت پیش
  • زهرا

    2

    بعد چیزی بگم من رفتم از اول رمان و خوندم دوباره تازه رسیدم پارت آخر واقعا خیلی کیف داد ببین با اطلاعات و دید الانت میری پارتا رو می خونی بعد کارای میراث می بینی پشمات می ریزه بابا این میراث خیلی شیطونه من تو صحنه *** بودم بعد گفتم کثافتو ببین می دونه دختره ها تازه چیزشم نشونش داد🤣🤣

    ۱۱ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    خوشحالم😂✨

    ۱ ساعت پیش
  • رهگذر

    7

    کالی واقعا خسته نباشی قسمت های طنزه رمانت واقعا بجا و سنجیدس👏🏻👏🏻🌹 من ۷ ساله دارم انواعه رمانارو با ژانرهای مختلف میخونم ولی باید بگم که هیچ کدومشون به گرده پای این رمان نمیرسن واقعا قلمت حرف نداره دختر همینطور پرقدرت ادامه بده و برای ما پارتای بیشتری بزار لطفا خماره رمانتم 🥺🥺🫶🏻😅

    ۹ ساعت پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    باعث افتخارمه :)

    ۱ ساعت پیش
  • نگار

    0

    مرسی کالی خیلی پارت قشنگی بود خسته نباشی💖💙💙

    ۲ ساعت پیش
  • نگار

    0

    میراث عاشق میشود🫴🏻شایدم نعنا دلبر میشود🫴🏻ای خدا چقدر پارت باحالی بود این پارت خدایی فکر کنم مخ نعنا تاب برداشته شایدم چون تو موقعیتیه (که خوب خون ریزی اینچزا) تأثیر زیادی رو بچم گذاشته😁💙💙

    ۲ ساعت پیش
  • نورا

    1

    بی صبرانه منتظر پارت ۱۰۰ هستم 🤗🌸

    ۶ ساعت پیش
  • نورا

    0

    عالیی بود مرسی عزیزدلم 💙🎀💙

    ۶ ساعت پیش
  • آنا

    4

    ای میراث بی حیا میدونستی دختره و تو حمام براش خودنمایی میکردی؟ نچ نچ نچ😂😂

    ۷ ساعت پیش
  • nili

    2

    بلای جونی که چشمای آبی داره موهای حنایی و لبهای سرخود 🥹🥺🥺میراث صبورم

    ۷ ساعت پیش
  • زهرا

    4

    دقت کردید میراث دست جیشی نعنا رو بوسید؟

    ۷ ساعت پیش
  • سارا

    1

    دعا خون هم وارد رمان شد دوستان 😂💚

    ۸ ساعت پیش
  • Roghayyeh

    2

    عجب بی تربیتی هستی هم میدونستی دختره هم نشونش دادی هم داری با افتخار از قد و بالاش تعریف میکنی

    ۸ ساعت پیش
  • ماه بانو

    7

    میراثث عاشق میشودد

    ۱۰ ساعت پیش
  • دلارام

    5

    حاجی یکی مثل میراث هم نیست بیاد عاشق ما بشه🥺❤️ 🩹

    ۱۰ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️