همسر سابق من به قلم پریسا حصیری
پارت سی و هشتم :
خاله فاطمه با تعجب به میراث نگاه می کند و میراث تماما چشم شده بود تا ببیند مهتا چه کسی را برای آشنایی می آورد!
صدای یاالله گفتن مرد همه را متعجب می کند!
مهتا اول با جعبه شیرینی وارد خانه می شود و تعارف می زند و پشت بندش کسی که میراث را شوکه می کند.
_بفرمایید آقا نوید!
میراث متعجب به او و مهتا نگاه می کند، گیج شده بود! اصلا نوید مهتا را از کجا می شناخت؟ اصلا صنم
لطفا صبر کنید...

مهسا
4این میراث دیوونه دیگه داره شورشو درمیاره . مادرش هم پسر عوضیشو جمع نمیکنه