پارت دوازده :

وسیله‌ی زیادی لازم نداشت. چنددست لباس و مقداری وسایل شخصی که همه را داخل چمدان چرمی‌ای که روژان برایش از تهران آورده بود، ریخت. هربار که روژان از تهران به روستا می‌آمد یک سوغات برایش می‌آورد که همه را دست‌نخورده داخل کمدش نگهداری می‌کرد؛ از لباس و عطر و کتاب گرفته تا همین چمدان که داشت برای اولین‌بار از آن استفاده می‌کرد. اما مهمترین سوغات و یادگاری‌اش گردنبند سنگ یشمی بود با بنده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تمنا

    0

    دقیقا شادان جون ماهم همینطوریم حالا با ۳یا۴تا لهجه ها مشکل ندارم اما بعضی دیگه که کوردی سنه بهش میگن سخته نمیفهمم😅

    ۴ هفته پیش
  • تمنا

    0

    آره شادان گیان و لهجه خومان خاص قصه کم..البت وایره لهجه یل جور اجور فرس..و فارسی کرماشان تا کوردی کرماشان یعنی هر ایی لهجه خوم .لکی.سنجابی .کورد پاوه و جوانرود.ترک سنقری..حالا نمیدونم متوجه شدی یا نه..ولی ترجمه میکنم. میگم به لهجه خودمون خوب حرف میزنم ولی اینجا لهجه ها خیلی متفاوته از

    ۴ هفته پیش
  • شادان

    0

    اره ..میدونم چی میگی .. مثلا ما خودمون تو کرمان هر شهرش این لهجه کرمانی رو یه جور خاصی صحبت میکنن و بعضی شهرها اینقد زیاده که ما که مثلا هم استانی شونم هستیم متوجه نمیشیم دقیق چی دارن میگن

    ۴ هفته پیش
  • تمنا

    0

    از فارسی کرمانشاهی بگیر تا کوردی کرمانشاهی یعنی همین لهجه خودم..لکی داریم.سنجابی.کورد جوانرود وپاوه که مث کردستان حرف میزنن و اینا.

    ۴ هفته پیش
  • تمنا

    0

    برای من که از دیار کرماشانم فره لذت بخشه نویسنده گیان..حیف که پارت های رایگان کم داره🥲.چه خوب که یکی پیدا شد یه رمان بجز ترکی بنویسه..ببخشید اصالت خودتون هم به کورد ها برمیگرده ؟☺️قلمتو ن مانا

    ۴ هفته پیش
  • شادان

    0

    چه خوب .. کرمانشاهی هم بلدید کامل صحبت کنید؟

    ۴ هفته پیش
  • شادان

    1

    من کلی داشتم متن رو میخوندم زور میزدم ترجمه کنم دقیقا دانیار داره چی میگه بعد دیم عه اخر متن نوشتید.

    ۴ هفته پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    آره دوست داشتم از این کلمات و اصطلاحات زیاد استفاده کنم بعد گفتم نه برای مخاطب شاید سخت باشه

    ۴ هفته پیش
  • شادان

    1

    خودمونیم این اسم خدیو اصلا نمیدونم دقیقا چجوری هم خونده میشه .. 🙈🙈

    ۴ هفته پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    خَدیو به معنی پادشاه و فرمانروا

    ۴ هفته پیش
  • میم

    1

    خیلی ممنونم از لطفت نگارجون،من مگه دیگه رمان خوندنو ترک کنم،که از رمانای شما بگذرم،یکم می خواستم پارتا بیشتر بشه عضویت بگیرم،دست گلت درد نکنه 🙏🏻🥰❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم، ممنون از انرژی و حمایت همیشگی. خوش بشینه به نگاه قشنگت🥰😘

    ۴ هفته پیش
  • میم

    3

    ای دستت بشکنه خدیو،فکر کرده اینم مثل خودشه دلش و خونش حرمسرا باشه هر روز یکی وارد بشه،عوضی 😠

    ۱ ماه پیش
  • شادان

    2

    واای واقعا راست میگن کافر همه رو به کیش خود پندارد.. واای اینقد دلم میخواد خدیو رو بزنم

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️