ژوان دل به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت دوازده :
وسیلهی زیادی لازم نداشت. چنددست لباس و مقداری وسایل شخصی که همه را داخل چمدان چرمیای که روژان برایش از تهران آورده بود، ریخت. هربار که روژان از تهران به روستا میآمد یک سوغات برایش میآورد که همه را دستنخورده داخل کمدش نگهداری میکرد؛ از لباس و عطر و کتاب گرفته تا همین چمدان که داشت برای اولینبار از آن استفاده میکرد. اما مهمترین سوغات و یادگاریاش گردنبند سنگ یشمی بود با بنده
لطفا صبر کنید...
