ژوان دل به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت نهم :
روژان نگاه درمانده و غصهدارش را به گلهای ریز زرد و بنفش لابهلای چمنها دوخته بود و زیر لب زمزمه کرد: کاش دختر خان نبودم، کاش خانزاده نبودم، فقط یه رعیت ساده بودم!
دانیار با تکخندهای، سر روی شانه خم کرد و نگاهش را به دخترک دوخت.
- او ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
