پارت هشتاد و دوم :

اتاقی که به ما داده شده بود، بسیار بزرگ بود با تراسی پرگل و زیبا. البته یک مشکل داشت و آن مشترک بودن تراس آن با اتاق دایی و زندایی بود. منظره بسیار زیبایی از باغ و استخر در برابر دیدگانمان قرار داشت و هوای خنک و پاک کوهستانی روح افزا بود.
میترا گفت: ترانه چه خونه قشنگیه. این مرده چقدر پول داره مگه؟ این زن نمی خواد به نظرت؟
-زشته میترا. اگه الان همون که می دونی بشنوه بهش برمیخوره ها. تو Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
آخرین نظرات ارسال شده
  • آنا

    0

    رمان خیلی قشنگی هست امیدوارم آخرش هم به خوشی تموم بشه

    ۱ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنون از نگاه پرمهرتون❤️ حتما عزیزم😊

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️